نشست فلسفه سیاسی خواجه نصیرالدین طوسی در تاریخ پنجم اسفندماه ۱۴۰۳ با حضور و سخنرانی جمعی از اساتید توسط گروه فلسفه سیاسی پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی و با مشارکت و همکاری مجمع فلاسفه ایران در محل این مجمع در تهران برگزار شد. در این نشست که با دبیری علمی دکتر شریف لک¬زایی همراه بود، هر کدام از اساتید به ابعادی از فلسفه سیاسی خواجه نصیرالدین و زمینه¬ها و محیط و زمانۀ این متفکر جهان اسلام پرداختند.
در آغاز این نشست دکتر شریف لک زایی در سخنان کوتاهی که ناظر به اهمیت فلسفه سیاسی خواجه نصیرالدین طوسی و تلاش وی برای خلق هویت جدید ایران بود پرداخت و اظهار داشت: خواجه نصیرالدین طوسی خواجه نصیرالدین طوسی از مهمترین متفکران این مرز و بوم است. این اهمیت به لحاظ جایگاه علمی وی از یک سوی و نقش وی در تحولات مهم زمانه از سوی دیگر قابل تأمل و بحث و گفت و گو است. در میان متفکران، کم تر اندیشمندی را می¬توان یافت که هم در حوزه دانش و نظر در شمار افراد صاحب نام باشد و هم دستی در حوزه عمل و تحولات بیرونی داشته باشد. از این رو هم مکتوبات خواجه واجد اهمیت و خوانش نو به نو است و هم تاثیرات سیاسی و اجتماعی ایشان بر تحولات زمانه و هم اندیشمندان پس از وی قابل توجه و بحث و گفت و گو است. خواجه در مرز تقریب حوزه های دانشی بومی حرکت میکند و به درستی برخی از صاحب نظران بر فلسفه ایشان عنوان فلسفه تقریبی نام نهاده اند. در واقع ایشان بر آن بود که از یک سوی دانش های مختلف را به یکدیگر نزدیک نماید و از سوی دیگر عرصه عمل هم از این حیث بی نصیب نماند و از آن تغذیه نمود. از این رو ایده ای که به نظرم اهمیت دارد و قابل طرح است این است که اهمیت خواجه نصیرالدین طوسی خلق هویت جدید ایرانی و اسلامی در زمانه ای است که بحرانی ترین دوره ایران است. در این دوره بخش های بزرگی از ایران به تصرف مغول ها درآمده و جهان اسلام و ایران به عنوان قلب این جهان که آن موقع با خلافت عباسیان معنا می یافت، در حال پوست اندازی تازه ای بود. از این رو خواجه نصیرالدین طوسی توانست در چنین موقعیتی نقش آفرینی کند و پایه های ایران جدید را پی ریزی نماید که بعدها با ظهور صفویه این وضعیت تثبیت شده و استقرار می یابد. در ایران متاسفانه فضای اندیشه ای خواجه نصیرالدین طوسی مورد غفلت قرار گرفته و روز بزرگداشت ایشان نیز به عنوان روز مهندس نامگذاری شده است. این نام گذاری اگرچه دلگرم کننده است اما به نظرم باید در باب اندیشه سیاسی و فلسفه سیاسی ایشان بحث کنیم که خواجه نصیرالدین طوسی برای امروز ما چه آورده ای دارد.
در ادامه اساتید حاضر در جلسه به ارائۀ بحث پرداختند.
دکتر ابوالفضل رضوی، عضو هیأت علمی دانشگاه خوارزمی بحث خود را دربارۀ «سهم نصیرالدین در تداوم فرهنگ و هویت ایرانی» ارائه کرد. ایشان تأکید کرد که خواجه نصیرالدین طوسی توانسته گفتمان و ساختاری را رقم بزند که به نوعی بنیان های هویتی ایرانی را که شامل مهرورزی، خردورزی و دادگری است شکل داده است. ایران در دورۀ خواجه نصیرالدین طوسی و ایلخانی احیا می¬شود و به نوعی این دوره رستاخیز ایرانیان است.
دکتر محمد باغستانی، عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی بحثی با عنوان «خواجه نصیرالدین طوسی و احیای تمدن ایرانی اسلامی پس از حمله مغول در ایران» ارائه کرد. از نظر ایشان، خواجه نصیرالدین طوسی به بهانۀ نجوم به احیای جریان علم در تمدن اسلامی پرداخت. در رصدخانه صرفاً به نجوم نپرداخته بلکه علوم عقلی و دیگر علوم را مورد توجه قرار داده و احیا کرده است.
دکتر روح الله مدامی، عضو هیأت علمی دانشگاه آزادی اسلامی با عنوان «خواجه نصیر الدین طوسی و فلسفه امنیت» به ارائۀ بحث پرداخت. از نظر ایشان، برای خواجه نصیرالدین طوسی مقام انسان مهم است و بحث¬های خواجه از این مقام ارائه می¬شود. از نظر ایشان، امنیت از اعضای خانواده آغاز می¬شود. در ادامه ایشان به بحث ارکان پنج گانه حفظ و استقرار امنیت اشاره و تأکید کرد که اگر محبت تحقق بیاید، نیازمند انصاف نخواهیم بود و امنیت به نحو مطلوبی تحقق می¬یابد. محبت در نظر خواجه یعنی گذشت از خود و توجه به دیگری است.
دکتر احمد رضا یزدانی مقدم، عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، با عنوان «خواجه نصیرالدین طوسی و فلسفۀ شریعت» سخنرانی کرد. ایشان در بحث خود به نسبت فلسفه و شریعت و فلسفه ناموس و ابعاد این بحث اشاره کرد.
دکتر احمد بستانی، عضو هیأت علمی دانشگاه خوارزمی، با عنوان «خواجه نصیرالدین طوسی و فلسفۀ اخلاق مدنی» به ارائۀ بحث پرداخت. از نظر ایشان، خواجه نصیرالدین طوسی نخستین فیلسوفی است که اثری جامع در حکمت عملی نگارش کرده است. مسأله ای که فیلسوفان مسلمان آن آن مواجه بودند این بود که با میراث یونانی چه کنند و این که سنت یونانی چه سرنوشتی در سنت فلسفی ایران یافت. یک چالش جهان بینی در اینجا وجود دارد که میان جهان بینی یونانی و اسلام قابل طرح است. نگاه کیهانی با نگاه مدنی تفاوت هایی دارد. ابن سینا فقه و شریعت را به حکمت عملی سه گانه اضافه می کند. خواجه نصیرالدین طوسی فقه را در عرض حکمت عملی می بیند و نه در دل حکمت عملی. به نظر می رسد که خواجه نصیر تعارض شریعت و فلسفه و حکمت عملی را با بحث تأویل پیش می برد. بحث تأویل و سنت تأویل در سنت شیعی مطرح است.
دکتر فتح الهی، عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی با عنوان «فلسفۀ اعتدال در کتاب آغاز و انجام خواجه نصیرالدین طوسی» به بحث پرداخت. از نظر ایشان، رعایت احترام در بحث ملت ها و دولت ها اهمیت دارد. خواجه نصیرالدین طوسی یک اندیشمند محترم است. این یک ثروت ملی است. با وجود خواجه بود ه مردم ایران احساس هویت کردند. خواجه نصیرالدین طوسی پدر ملیت ایرانی است. شروع مردم با خواجه نصیر است. بحث تفوق محبت بر عدالت که خواجه اشاره کرده است بر اساس بحث هویت و انسجام ملی و اجتماعی قابل طرح است. مغول ها فضای آزادی مذهبی و تساهل مذهبی را ایجاد کردند. احترام مغول ها به اهل صوفیه قابل توجه است که تا قبل از آن مطرح نبود. خواجه نماد هویت ایرانی است. احیای فلسفه پس از حملاتی که به آن شده است یکی دیگر از ویژگی های خواجه است. یک جور عبور از یونان و یونان زدگی و رجوع به قرآن و روایات است. بحث نه شرقی و نه غربی که خواجه در کتاب آغاز و انجام مطرح می کند به معنای اعتدال است و نه برون گرایی و درون گرایی صرف. خواجه شروع کار است در تمامی عرصه ها.
دکتر مرتضی یوسفی راد، عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی با عنوان «خواجه نصیرالدین طوسی و ضرورت دولت معدل» به ارائۀ بحث پرداخت. از نظر ایشان در دستگاه فلسفی فلاسفه اسلامی کل هستی بر یک نظام با ثبات و متقن و قانون مند تحت عنوان اعتدال تعریف شده است. ثبات و چنین اعتدالی در عالم موجودات غیر ارادی تکوینا حاکم و مستقر است اما در عالم ارادی و نظام سامان دهی زندگی سیاسی انسان چنین اعتدالی لازم است با اراده و اختیار و هدف گذاری معطوف به هدفی خاص حاکم گردد. دستگاه فلسفی خواجه نصیرالدین طوسی دولت معدل / تعادل بخش را دولتی می داند که الگویی استقرار اعتدال مدنی می باشد. در این الگو بر مبنای اراده و اختیار افراد جامعه و مدنیت آنها و بر مبنای عدالت به معنی «اعطا کل ذی حق حقه» دولت معدل مدیریت تحقق چنین عدالت را عهده دار می باشد بدین بیان که حقوق افراد بحسبه می باشد. برخی حقوق مثل حقوق اولیه بطور مساوی باید اعطا گردد برخی متناسب با توانمندی ها در رعایت تناسب هاست از این رو دولت تعادل بخش دولت مدیریت و سامان دهی عادلانه حقوق افراد جامعه می باشد تا هر کسی و هر نهاد و گروه و صنفی را بسته به نوع مسئولیت و توانمندی و جایگاه وجودی به اعطا حقوق آنها برآید و «وضع الشیی فی موضعه» کند.