گزارش نشست مسئله‌شناسی فقهی فرقه‌ها و جریان‌های انحرافی معاصر از منظر فرهنگی

نشست مسئله‌شناسی فقهی فرقه‌ها و جریان‌های انحرافی معاصر از منظر فرهنگی با حضور سه تن از کارشناسان فقهی، فرهنگی و فرقه‌ به ترتیب حجت الاسلام و المسلمین خادمی کوشا، حجت الاسلام و المسلمین دکتر مهدی سلطانی و حجت الاسلام و المسلمین دکتر مظاهری سیف در تاریخ ۱۲ بهمن ۱۴۰۴ در محل پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی برگزار گردید.
در این نشست که با هدف افق‌گشایی از مسائل فقهی فرقه‌ها و جریان‌های انحرافی معاصر از منظر فرهنگی برگزار شد، تلاش گردید با طرح پرسش‌هایی از کارشناسان محترم، زمینه‌های فقه‌ورزی پیرامون مسائل فرهنگی مرتبط با این فرقه‌های انحرافی معاصر فراهم شود
دکترمظاهری سیف: در ابتدای نشست درباره تعریف فرقه، تفاوت آن با جنبش‌های اجتماعی، و چالش‌های فرهنگی (مانند یوگا، کتاب‌های وین دایر، معنویت‌های نرم و فرامتن‌ها) صحبت کرده است. سپس به مسائل سخت فرهنگی (کتب ضاله، التقاط، شبه‌جنبش‌ها) پرداخته و در پایان نیز انتقاداتی به فقه ظاهرگرا و غفلت از احکام قلبی و معنوی مطرح کرده است.
دکتر سلطانی: در بخش اول درباره ضرورت عبور از رویکرد محدودیت‌ساز فقه و توجه به امر اجتماعی، تفکیک امر سیاسی از اجتماعی، و نقش فرقه‌ها در تولید معنا و سبک زندگی صحبت کرده است. در بخش دوم به لایه‌های اقتصاد فرهنگی، فرهنگ سیاسی و اقتصاد سیاسی اشاره کرده و بر ضرورت مواجهه در این سطوح تأکید کرده است.
۳. حجت الاسلام خادمی کوشا: در بخش اول بر جامعیت فقه و ضرورت استفاده از دانش‌های دیگر در موضوع‌شناسی تأکید کرده و پیشنهاد تأسیس «فقه‌الفرق» را مطرح کرده است. سپس به ضرورت‌های ورود فقه به این حوزه (موضوع‌شناسی جامع، توجه به فقه فردی و حکومتی، پیشگیری، نظام‌مندی) اشاره کرده است. در بخش دوم بر اهمیت موضوع‌شناسی و ارائه ملاک‌های بازشناسی فرقه‌ها (مانند تعارض با مسلمات دینی، آثار و پیامدها) تأکید کرده است

دیدگاه دکتر حمیدرضا مظاهری سیف (رئیس مؤسسه بهداشت معنوی)

دیدگاه کلی:
ایشان معتقدند تعریف سنتی «فرقه» برای تحلیل پدیده‌های امروزی کافی نیست و باید این جریانات را به عنوان «جنبش‌های اجتماعی دینی جدید» (نیو رلیجس موومنت) یا «شبه‌جنبش» بازتعریف کرد. به باور ایشان، این جریانات به نیازهای معنوی پاسخ‌نشانده‌شده جامعه (به ویژه نیاز به رابطه قلبی با ملکوت) پاسخ می‌دهند و با روش‌های نرم و پراکنده در حال نفوذ در باورها هستند. چالش اصلی، پیچیدگی موضوع و پراکندگی مصادیق (کتب ضاله منتشر، فرامتن‌ها در فضای مجازی، و التقاط) است که دیگر با برخوردهای ساده فقهی قابل حل نیست.
نکات کلیدی:

  1. نقد تعریف فرقه و پیشنهاد «شبه‌جنبش»: «تعبیر فرقه یک مقدار چالش ایجاد می‌کند… در غرب تعبیر جنبش‌های اجتماعی را به کار می‌برند». برخی جریانات مانند «زن زندگی آزادی» یا بسیاری از جریان‌های معنوی نوظهور، «شبه‌جنبش» هستند یعنی توسط قدرت‌های حاکم با استفاده از رسانه و کنترل افکار عمومی ساخته می‌شوند.
  2. استحاله مصداق «کتب ضاله»: «کتب ضاله مصداق متمرکز ندارد، مصداق منتشر دارد… یک کتاب را از اول تا آخر می‌خوانی انصافاً نمی‌توانی یک جمله غیرمجاز دربیاوری. این کتاب کنار آن کتاب و داده‌های فضای مجازی یک پازل را درست می‌کند».
  3. چالش «فرامتن» و فضای مجازی: «فرامتن‌های این‌ها در فضای مجازی به آن ملحق می‌شود و دلالت این کدها را جهت می‌دهد». کلماتی مثل «انرژی»، «کائنات»، «شعور کیهانی» که در ابتدا بی‌آسیب به نظر می‌رسند، در بستر فرامتن به مفاهیم شرک‌آلود تبدیل می‌شوند.
  4. پدیده «التقاط» و طلاب فعال در آن: «یک طلبه ۳۰۰ میلیون تراکنش مالی ماهیانه از فروش دوره‌های آموزشی دارد… روی موجی سوار شده و با آیات و روایت دارد آن موج را تأیید می‌کند. با نیت خیر، ولی التقاط است.» این افراد ابتدا مؤمن به نظر می‌رسند اما پس از چند سال، خروجی کارشان «آدم بی‌نماز» است.
  5. تغییر تدریجی باورها (رسوب آگاهی): «این جریانات یواش‌یواش یک رسوبی در آگاهی افراد به جا می‌گذارد. طرف روز اول احساس می‌کند حواسش به خدا بیشتر جمع شده، ولی بعد از چند سال دیگر نمی‌تواند نماز بخواند، چون دیدگاهش به خدا عوض شده».
  6. انتقاد از «فقه ظاهرگرا» و حذف معنویت: «ما یک میراث از رسول الله داریم، ولی به علت فرآیندهای تاریخی، فقه ما شدیداً ظاهرگرا شد… دین در فقه تحریف به حذف شد.» ایشان معتقدند واجبات قلبی مانند «ایمان»، «توبه»، «تَبَتُّل» و «توکل» در فقه مغفول مانده و این خلأ معنوی عامل گرایش به این فرقه‌هاست.
  7. پرسش‌های فقهی مشخص برای عصر جدید: ایشان بر ضرورت پاسخگویی فقه به سوالاتی مانند «حکم اجزای پراکنده کتاب ضاله»، «حکم فعل کسی که با نیت خیر، معنویت التقاطی ترویج می‌کند»، «حکم کسب و کار از این راه» و «حکم شبه‌جنبش‌ها» تأکید دارند.

دیدگاه دکتر مهدی سلطانی (عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم ع):

دیدگاه کلی:
ایشان بر ضرورت عبور از «فقه محدودیت‌ساز» به سوی «فقه قوام‌بخش» تأکید دارند. به باور ایشان، فرقه‌ها پدیده‌های اجتماعی هستند که در بستر تفکیک «امر اجتماعی» از «امر سیاسی» (ماحصل انقلاب فرانسه) معنا می‌یابند. این جریانات به «تولید معنا» و «سبک زندگی» می‌پردازند و فقه برای مواجهه با آنها باید در لایه‌های پیشینی مانند «اقتصاد فرهنگ» و «فرهنگ سیاسی» وارد شود تا اجازه ندهد این جریانات به «اقتصاد سیاسی» تبدیل شده و به رسمیت شناخته شوند.
نکات کلیدی:

  1. نقد رویکرد «فقه محدودیت‌ساز»: «آیا کماکان می‌خواهیم در یک رویکرد فقه به مثابه امر محدودیت‌ساز در مواجهه با فرقه‌ها بایستیم؟… فقه می‌خواهد نبض حوادث را به عهده بگیرد، فقهی که می‌خواهد قوام‌بخش باشد».
  2. تفکیک امر اجتماعی از امر سیاسی: «در خلال انقلاب فرانسه امر اجتماعی از سیاسی تفکیک شد، در انقلاب اسلامی این اتفاق تا یکی دو دهه اخیر نیفتاده بود… قاعده فقهی ما با امر سیاسی گره خورده، ولی اینجا دارد می‌رود به سمت عرصه‌ای که بیرون از امر سیاسی ایستاده است».
  3. فرقه‌ها به عنوان «معناساز»: «فرقه‌ها فقط در لایه معنویت متمرکز نمی‌شوند، می‌آیند معنا تولید می‌کنند… عرصه فرهنگ می‌شود… سبک زندگی یعنی نحوه مصرف زندگی به معنای مدرن. فرقه‌ها نحوه مصرف خاصی از زندگی را ترسیم می‌کنند».
  4. لایه‌های سه‌گانه تهدید (اقتصاد فرهنگ – فرهنگ سیاسی – اقتصاد سیاسی):
  5. اقتصاد فرهنگ: «معنا احتیاج به تداوم حیاتش احتیاج به انرژی دارد… اولین گامی که همه آنها به سراغش می‌روند اقتصاد فرهنگی است. اجازه ندهیم این معنا برای تداوم حیاتش به بازتولید انرژی برود».
  6. فرهنگ سیاسی: «لایه بعدی فرهنگ سیاسی است. خیلی از این فرقه‌ها در لایه احزاب و جاهای مختلف ورود جدی دارند».
  7. اقتصاد سیاسی: «ضریب این دو تا در اقتصاد سیاسی شکل می‌گیرد و مصلحت‌های فوق‌العاده جدی ایجاد می‌کند. اگر به این لایه برسند، شما مجبورید به رسمیت بشناسید».
  8. ضرورت مواجهه در لایه‌های پیشین: «نباید اجازه دهیم از حالت اقتصاد فرهنگ و فرهنگ سیاسی، تبدیل به اقتصاد سیاسی شود… اگر اینجا جلوی آنها را نگیریم، وقتی به اقتصاد سیاسی رسیدند دیگر کاری نمی‌شود کرد و مجبور به مواجهات سخت و امنیتی می‌شویم».
  9. گستره دامنه مسئله به تمام ابواب فقه: «معنا سیالیت دارد و در همه ساحت‌ها می‌رود. از اطعمه و اشربه گرفته تا مالکیت‌های خصوصی و عمومی و رمزارزها… اگر بخواهید به فرقه توجه کنید، باید به همه لایه‌های علوم انسانی که فرقه‌ها با خود بازتولید می‌کنند توجه کنید».

دیدگاه حجت الاسلام والمسلمین محمدعلی خادمی کوشا (عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی)
دیدگاه کلی:
ایشان ضمن دفاع از جامعیت ذاتی فقه و توانایی آن در حل مسائل مستحدثه، تأکید دارند که فقه بدون کمک دانش‌های دیگر (فرقه‌شناسی، جامعه‌شناسی و…) نمی‌تواند موضوع را بشناسد. به باور ایشان، مشکل در اجرا و غفلت از برخی ظرفیت‌هاست. راهکار اصلی ایشان، تأسیس رشته یا دانش مستقلی به نام «فقه‌الفرق» (فقه فرقه‌ها) با چهار محور اصلی است: ۱. موضوع‌شناسی جامع، ۲. تبیین وظایف افراد، ۳. تبیین وظایف حکومت، ۴. بررسی آثار و پیامدها. ایشان بر نقش پیشگیرانه فقه و لزوم ارائه ملاک‌های روشن برای بازشناسی فرقه‌های انحرافی تأکید دارند.
نکات کلیدی:

  1. جامعیت فقه و نقش دانش‌های دیگر: «فقه در جایگاه خودش استفاده نمی‌شود… تمام دانش‌ها در خدمت فقه هستند. وقتی می‌خواهد فقه در مورد موضوعی حرف بزند، نمی‌تواند چشمش را بر روی دانش ببندد… شناخت این موضوع را هیچ موقع نمی‌گوید فقط کار فقه است».
  2. تعیین مرز در مقابل محدودیت‌سازی: «فقه ما محدودیتی عمل نکرده، تعیین مرزها محدود کردن نیست. اگر تعیین مرز نباشد که اصلاً نمی‌شود فقه و دین را معنا کرد».
  3. پیشنهاد تأسیس «فقه‌الفرق»: «ما باید یک فقه فرقه‌های انحرافی راه بیندازیم… مثل مکاسب محرمه، منتها با شدت و دقت بیشتر. فقهی که موضوع را تبیین کند، احکام افراد و حکومت را بگوید و آثار فقهی‌اش را در جامعه و فرد بیان کند».
  4. ضرورت‌های چهارگانه ورود فقه:
     موضوع‌شناسی جامع: «شناخت خود فرقه، اهداف مؤسسان آن، و آثار مربوط به آن. حق و باطل در فرقه‌ها قاطی می‌شود و بدون بررسی همه جوانب نمی‌توان به حکم رسید».
     توجه به فقه فردی و حکومتی: «ائمه اطهار (ع) بیشترین برخوردشان با فرقه‌ها به صورت فرهنگی بود تا مجازاتی و حکومتی. این باید در فقه ما هم دیده شود».
     توجه به پیشگیری: «فقه باید به پیشگیری بیشتر توجه کند، کما اینکه اهل بیت (ع) در این قسمت دستورات بیشتری داشتند».
     نظام‌مندی مسائل: «به مسائل فقه فرقه‌های انحرافی یک نظام دهیم، نظامی جامع که تمام مسائل را جمع کند. نگاه سلبی یا ایجابی ملاک نیست، واقعیت‌گراست».
  5. ملاک‌های بازشناسی فرقه انحرافی: «هر فرقه‌ای که متعارض با مسلمات دینی ما باشد، می‌شود فرقه انحرافی… یکی از راه‌های شناخت، بررسی آثار است. ممکن است از جهت معنایی مشکل نداشته باشد، ولی در لابه‌لای معناسازی‌ها، افراد را به ترک مظاهر دینی هدایت کند».
  6. بررسی خروجی و بازخورد پسینی: «در برخی جنبش‌ها اگر از درون نتوانستیم حکم کنیم، باید برویم سراغ بازخوردهای پسینی. خروجی را ببینیم و بر اساس آثار نامطلوبش حکم دهیم».