نسخه آزمایشی

گزارش علمی اجلاسیه نهایی کرسی نظریه‌پردازی امنیت متعالیه که در روز پنج‌شنبه سوم خرداد 1397 برگزار گردید.

در این جلاسیه که با حضور ناقدین محترم آقایان دکتر محمد ستوده و دکتر قیصری و داوران محترم حجج اسلام آقایان دکتر پارسانیا، دکتر میراحمدی و آقای دکتر علی‌رضا صدرا برگزار گردید، حجت‌الاسلام والمسلمین آقای دکتر نجف لک‌زایی به ارایه نظریه امنیت متعالیه پرداختند. دبیری علمی جلسه را آقای دکتر رجبعلی اسفندیار به عهده داشتند.

بسم الله الرحمن الرحیم

اجلاسیه نهایی کرسی نظریه‌پردازی امنیت متعالیه در روز پنج‌شنبه سوم خرداد 1397 برگزار گردید.

در این جلاسیه که با حضور ناقدین محترم آقایان دکتر محمد ستوده و دکتر قیصری و داوران محترم حجج اسلام آقایان دکتر پارسانیا، دکتر میراحمدی و آقای دکتر علی‌رضا صدرا برگزار گردید، حجت‌الاسلام والمسلمین آقای دکتر نجف لک‌زایی به ارایه نظریه امنیت متعالیه پرداختند. دبیری علمی جلسه را آقای دکتر رجبعلی اسفندیار به عهده داشتند.

اجلاسیه اول این کرسی نظریه‌پردازی در تاریخ 7 دی‌ماه 1396 برگزار گردید که نتیجه آن تدوین نظریه به عنوان یک مقاله و برگزاری جلسه دوم اجلاسیه با حضور ناقدین و داوران بود.

اجلاسیه دوم در تاریخ 25 بهمن 1396 در یک جلسه اختصاص با حضور داوران و ناقدین برگزار گردید و در این جلسه ناقدین محترم و داوران پرسش‌های خود را مطرح و در یک گفت‌وگوی تفصیلی مباحث حول محور این نظر مورد بررسی قرار گرفت و در نتیجه مقرر گردید پس از انجام اصلاحات خواسته شده اجلاسیه نهایی برگزار گردد.

در اجلاسیه نهایی این نشست که در حضور اساتید حوزه و دانشگاه در سالن غدیر مرکز همایش‌های دفتر تبلیغات اسلامی برگزار گردید، دکتر لک‌زایی با اشاره به این که این نظر حاصل دوازده سال تلاش علمی ایشان در این حوزه است، تأکید نمودند که آن را در قالب‌های مختلف ارایه کرده است و در این جلسه نیز از یک قالب ابتکاری در شیوه ارایه نظریه بهره گرفته است و آن را ارایه می‌کند. ایشان با استفاده از الگوی علل اربعه در فلسفه اسلامی به تبیین نظریه امنیت متعالیه پرداختند و پس از بیان بنیادهای نظریه امنیت متعالیه، این نظریه را براساس روش علل اربعه به شرح ذیل توضیح دادند:

به نظر فلاسفه، هر امر حادثی نیازمند چهار علت است: علت مادی، صوری، فاعلی و غایی. به یک معنا وقتی از پدیده ای که نبوده است و بوجود آمده است، پرسش می کنیم، در واقع از این چهار علت سوال کرده ایم. از این منظر هرگاه از امنیت پرس و جو کنیم، چهار پرسش زیر مدنظر است: 1. علت مادی امنیت چیست؟ 2. علت صوری امنیت چیست؟ 3. علت فاعلی امنیت چیست؟ و 4. علت غایی امنیت چیست؟ برای این که پرسش های فلسفی مذکور، به ادبیات رایج در متون امنیتی نزدیک شود، می توانیم این پرسش ها را به این شکل نیز مطرح کنیم: الف: پرسش های علت مادی: 1.مبانی امنیت چیست؟ 2. منابع تولید امنیت چیست؟ ب: پرسش های علت صوری: 1. سطوح امنیت چیست؟ 2. انواع امنیت چیست؟ ج: پرسش های علت فاعلی: 1. افراد و کارگزارانی که شایستگی دارند تولید و حفاظت از امنیت به آنها سپرده شود چه شرایطی دارند؟ 2. نهادها و سازمان هایی که شایستگی دارند تولید و حفاظت از امنیت به آنها سپرده شود چه شرایطی دارند؟ د: پرسش های علت غایی: 1.مرجع امنیت چیست؟ 2.  هدف از تولید امنیت چیست؟

علت مادی امنیت

منظور از علت مادی مواد و منابعی است که در تولید امنیت مورد استفاده قرار می گیرند. این مواد و منابع سطوح مختلفی دارد. در اینجا به برخی از آنها، که از اهمیت بیشتری برخوردار است، مخصوصا در تمایز بخشی میان الگوی امنیتی متعالیه از متدانیه، اشاره می شود. سطح اول از این مواد به قوای انسان مربوط می شود. در واقع این همان بحث انسان شناسی در مکاتب امنیتی است. نوع تعریف هر متفکر از انسان، مکتب امنیتی ویژه ای را به دنبال دارد. انسان شناسی هابزی مکتب امنیتی رئالیستی را به دنبال آورده است و انسان شناسی کانتی مکتب امنیتی ایده آلیستی را. برای این که بحث فضای روشن تری پیدا کند، ضروری است انسان شناسی امام خمینی، به عنوان انسان شناسی مورد نظر و مبنا در نظریه امنیت متعالیه، ارائه کنم.

بحث امنيت با انسان شناسي گره مي‌خورد. بنابراین با توجه به اين ﻛﻪ ما انسان را چگونه تعريف کنیم و چه استعدادها و نيروهايي برایش قائل باشيم، نظریه امنيت هم متفاوت مي‌شود. كسي كه انسان را مركب از جسم و روح مي‌داند با كسي كه انسان را فقط موجودي مادي مي‌بيند دو نوع امنيت را براي انسان در پيش مي‌گيرند. این بحث همينﻃﻮر برمي‌گردد به تعريفي كه ما از قواي انسان داريم. اينﻛﻪ براي انسان چه قوايي و براي هر كدام از قوا چه تعريفي قائل هستيم باز در تعریف ما از امنيت  نقش دارد.

بر اين اساس ما مي‌توانيم امنيت ديني را به اين شكل تعريف كنيم که امنيتي است كه متوجه شكوفايي استعدادهاي انسان با محوريت عقل به عنوان پيامبر باطني مي‌شود و از آموزه‌هاي ديني كه پيامبران الهی براي هدايت انسان و تربيت انسان آورداند استفاده مي‌كند. بايد توجه داشته باشيم كه فرق اساسي امنيت ديني از امنيت‌هاي ديگر اين است كه در امنيت دینی انسان در تمام اعمال و رفتار و گفتار و كردار خودش نه تنها دنيا را مي‌بيند بلكه آخرت را هم مي‌بيند. نه تنها تهديدهایي را كه متوجه دنيايش مي‌شود مد نظر قرار ﻣﻰدهد و براي اينها چاره انديشي مي‌كند بلكه تهديدهایي را هم كه متوجه آخرتش مي‌شود مورد توجه قرار مي‌دهد و براي آنها هم چارجويي مي‌كند. مراقب است كه در اين دنيا آخرتش صدمه نبيند. اين انسان حتي اگر به بدن هم مي‌پردازد به عنوان يك تكليف شرعي مي‌پردازد. چون بدن، مَركَب روح است. اگر روح بخواهد به تعالي برسد بايد از مركبي به نام بدن استفاده كند. با توجه به آنچه آمد امنيت اسلامی  فرآیندی است که در خلال آن ازعوامل بقای عزت‌مند انسان حفاظت می‌شود. درالگوی امنيت اسلامی جایی برای ذلت نیست.

همانطور که گفته شد، هر مکتب امنيتی بر تعریف خاصی از انسان استوار است. ما در بحث حاضر بر اساس حكمت متعاليه يك مدل انسان شناسي ارائه مي‌كنيم و بعد بر اساس همين مدل انسان شناسي بحث‌هاي بعدي را سامان ﻣﻰدهیم. امام خميني، که از صاحب نظران حکمت متعالیه می باشد، با توجه به قوایی که برای انسان برشمرده، هشت نوع انسان را معرفي كرده است. ايشان مي‌فرمايد ﺑﻪلحاظ آفرينش، غير از عقل سه نيروي ديگر هم در وجود انسان هست: يكي نيروي شهوت؛ دوم نيروي غضب؛ و سوم نيروي وهم و شيطنت. بنابراين ما در كنار عقل از سه نفس ديگر هم برخوردار هستيم: نفس بهيمي و حيواني، نفس سبُعي و نفس شيطاني. از این رو با توجه به نوع تربيت، انسان‌هاي مختلفي شكل مي‌گيرند. يك انسان انساني است كه رياست وجودش را قوهشهوي و حيواني بر عهده گرفته و ديگر قوا در خدمت اين قوه قرار مي‌گيرند. امام مي‌گويد اين انسان ﺑﻪلحاظ وجودي به يك حيوان، مانند گاو، تبديل مي‌شود. گاو، تمام همتش در زندگي صرف خوردن و خوابيدن ﻣﻰشود و صرفاً به دنبال تأمین نيازهاي حيواني است؛ يعني در پی بقاي خودش ﺑﻪلحاظ جسمي است.

دستهدوم انسان‌هايي مي‌شوند كه پيوسته به دنبال خشونت و صدمه زدن به ديگران هستند. در اين انسان‌ها قوهسبعي، رياست وجود را برعهده مي‌گيرد و قواي ديگر هم به خدمت اين قوه در مي‌آيند. اين دسته از انسانها اگر از عقل هم استفاده مي‌كنند براي اين است كه به طرف مقابل خيلي جدي‌تر بتوانند آسيب برسانند. اينها انسان‌های درندخو مي‌شوند. ﺑﻪلحاظ تشبيه ايشان مي‌فرمايد مانند يك گرگ و پلنگ میشوند.

دستهسوم انسان‌هايي هستند كه قوهشيطنت بر آنها حاكم مي‌شود و قوای دیگر در خدمت اين قوه قرار مي‌گيرند که مي‌شود انسان شيطاني. يك سري انسان هم از تركيب اين قوا به وجود مي‌آيند. درواقع ما انساني داريم كه رياست وجودش به عهدهدو يا سه قوه از اين سه تا قوه در مي‌آيد. برای مثال، انساني كه قوهشهواني و درندگي، هر دو بر وجودش رياست مي‌كند مي‌شود « گاوپلنگ»؛ يا اگر قوهحيواني و شيطنت بر او رياست مي‌كند مي‌شود « گاوشيطان». يا درنده‌خويي و شيطنت با هم مي‌شود « پلنگﺷﻴﻄﺎن»، « گرشيطان». يا هر سه قوه با هم رياست مي‌كنند که مي‌شود « گاوپلنگﺷﻴﻄﺎن». يك انسان هم داريم كه عقل بر وجود او رياست مي‌كند که مي‌شود همين موجود عاقل.

بنابراین هشت نوع انسان داریم: انسان حيواصفت، انسان درندخو، انسان شيطاصفت، انسان حيواصفت درندخو، انسان حيواصفت شيطاني، انسان درندخوي شيطاني، انسان شهوتﮔﺮاي درندخوي شيطاني، و هشتم انسان عاقل كه مدل مطلوب است. هر كدام اينها يك امنيت دارند؛ يعني به تعداد اين هشت نوع انسان، هشت مدل امنيت داريم. بعضي از امنيت ‌ها حيواني است؛ يعني تمام تلاش مربي صرف پرورش جسم انسان مي‌شود. برخي از امنيت ها شيطاني است. بعضي دیگر امنيت ‌هاي سبعي است. برخی امنيت ‌هاي تركيبي است. تنها يك نوع امنيت داريم که امنيت انسان به عنوان موجود عقلاني است. حالا ببينيم عقل چيست.

عقل آن قوه‌اي است كه به ما مي‌گويد علاوه بر امنيت جسم‌ باید به امنیت روح هم بپردازيم. بر اساس آموزه‌هاي عقل، انسان بايد به پرورش روح خودش نیز بپردازد. در واقع العقلُ «ما عُبِدَ بِهِ الرَّحمنُ»؛ عقل آن چيزي است كه ما به كمك او خدا را عبادت مي‌كنيم. براي همين در تعريف و تعبير امام، دين به كمك عقل در برابر آن سه قوهديگر آمده است. دين آمده است تا قوهشهواني، قوهسبعي و قوهشيطنت را كنترل كند. چون آن سه قوه براي اصل بقاي انسان ضرورت دارد، اما به شرط اينﻛﻪ آنها تحت تدبير و رياست عقل باشند. ما به قوهحيواني احتياج داريم زیرا نيازهاي حيواني داريم. به قوهغضبيه نیز محتاجیم براي اينﻛﻪ در برابر دشمنان از خود دفاع كنيم. به قوهوهميه هم نیازمنديم براي اينﻛﻪ فريب شيطان را نخوريم. بنابراین همه اينها براي بقاي انسان لازمند ولي به شرط اينﻛﻪ تحت تدبير عقل قرار بگيرند. دين براي محدود كردن و كنترل اين سه قوه و كمك به عقل آمده است.

انسان‌ عاقل، انساني است كه در برابر تهديداتي كه بقاي اخرويش را تهديد مي‌كند از خودش حفاظت مي‌كند. چنین انسانی انسان متعاليه مي‌شود. انسان متدانيه اگر عاقل هم باشد عقلش فقط محدود به دنيا مي‌شود؛ يعني در همان سه قوه محصور مي‌شود. زیرا انساني هم كه از آن سه قوه استفاده مي‌كند عاقل است ولي تفاوتش با انسان عاقل متعاليه و متدين اين است كه عقلش رياست وجودش را بر عهده ندارد بلكه عقل تحت تأثير آن سه نيرو قرارگرفته است. عقل داراي تعلق شده است: تعلق شيطاني يا تعلق درندخويي يا تعلق شهواني. بر اين اساس در حكمت متعاليه گفته مي‌شود كه انسان بايد با چنگدن به معارف الهي ﺳﻌﻰكند كه خودش را در مسير تعالي قرار بدهد.

منابع تامین امنيت برای انسان عاقل در وهله اول منابع نرم و پس از آن ابزارهای سخت خواهد بود. در برخی از الگوهای ارائه شده، که مورد تایید و تاکید امام نیز بوده است، تولید امنیت نرم مشتمل بر صد مرحله است.این مراحل با «يقظه» آغاز و با توحید پایان می یابد. در منازل السائرین، که مدتی متن درس اخلاق امام خمینی بود این صد مرحله تبیین شده است. در الگوی جنود عقل و جهل هفتاد و پنج شاخص برای امنیت و هفتاد و پنج شاخص برای تهدید سنجی ذکر شده است.

همانطور که ملاحظه می شود، نزاع اصلی میان الگوی امنیتی متعالیه و متدانیه در این است که در اولی افق تهدیدات وسیعتر و فراگیرتر از دومی است. در مکتب امنیتی متعالیه هر آنچه بقای ابدی انسان را به خطر اندازد، تهدید تلقی می شود، درحالی که در الگوی متدانیه، چیزهایی که بقای دنیوی و این جهانی انسان را به خطر اندازد، تهدید تعریف می شود. بدیهی است که همین مسئله باعث تمایز این دو الگو در حوزه تهدید شناسی است.

سطح دوم از مواد تولید کننده امنیت، مواد دانشی است. چیزی که با عنوان مبانی معرفت شناختی و روش شناختی نیز از آن می توانیم یاد کنیم. حکمت متعالیه چهار منبع معرفتی به رسمیت شناخته شده است: وحی، شهود، عقل و تجربه. در حالی که در الگوهای امنیتی سکولاریستی، که در این گفتار از آنها با عنوان متدانیه یاد شد، منابع معرفتی، به هر شکلی که تعریف شوند، از منبع وحی خالی خواهند بود.

بر این اساس منطقی است که وحی، متجلی شده در قالب قرآن و سنت، از منابع اصلی مکتب امنیتی متعالیه باشد. به عنوان نمونه به یک آیه اشاره می شود. آیات زیادی در باره امنیت وجود دارد، ولی شاید آیه ذیل جامعترین باشد.الگوی مطرح شده درآیه چنین است: ایمان + پرهیز از ظلم = امنیت

الَّذينَ آمَنُوا وَ لَمْ يَلْبِسُوا إيمانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُون. كسانى كه ايمان آوردند و ايمان خود را با ظلم نپوشانيدند أمن از آن ايشان است و راه يافتگان ايشانند. دامنه ظلم وسیع است و آیات و روایات فراوانی به تبین آن پرداخته اند .

آنچه گفته شد، در حوزه امنیت نرم قرار دارد. بخشی از مواد تولید کننده امنیت نیز در حوزه امنیت سخت قرار دارد. از قبیل تانک و توپ و موشک و دیگر تسلیحات. این بخش نیز مورد اهتمام آموزه های دینی است. آیه شریفه «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّكُمْ وَ آخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ لا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَيْ‏ءٍ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ  در برابر آنها (دشمنان) آنچه توانايى داريد از" نيرو" آماده سازيد (و همچنين) اسبهاى ورزيده (براى ميدان نبرد) تا به وسيله آن دشمن خدا و دشمن خويش را بترسانيد.» به این مواد و منابع اشاره دارد. منبع اینها تجربه و دستاوردهای بشری است که فراوان مورد تایید و تاکید است.

علت صوری امنیت

در علت صوری دو بحث داریم: یکی سطوح و لایه های امنیت و دیگری انواع امنیت.

با توجه به اينﻛﻪ نظریه انسان شناسی مبنا براي انسان سه شأن و مرتبه قائل است، اگر بخواهيم از این ديدگاه سطوح امنیت دینی را بگوييم بايد از این سه شأن سخن بگوییم. هر انسانی سه شأن دارد: شأن عقلي ، قلبي و شأن ظاهري. در امنیت بايد اين سه بُعد ﺑﻪطور هممان مورد توجه قرار گيرد. ﺑﻪلحاظ عقلي  بايد باورها و اعتقادات فرد را مورد توجه قرار دهيم. ﺑﻪلحاظ قلبي بايد امنیت اخلاقي‌ و گرايش‌ها و منش‌هاي انسان را لحاظ کنیم؛ و ﺑﻪلحاظ ظاهري بايد رفتارهايش را مورد توجه قرار دهيم. اصول دين و اعتقادات كه بخشي از دين اسلام را تشكيل مي‌دهد عهده‌دار امنیت اعتقادي انسان است. در آجا انسان با مبدأ و معاد و رهبری الهی آشنا مي‌شود. در حوزهقلبی با مسائل اخلاقي و فضائل و رذائل آشنا مي‌شود. ياد مي‌گيرد كه باید از رذائل بپرهيزد و رذائل را از وجود خودش و جامعه بیرون بريزد و به فضائل آراسته شود.

اما فقه به رفتارهاي ظاهري انسان مربوط مي‌شود. فقيه به مکلف مي‌گويد كه چه چیز واجب است و باید انجام دهد و چه چیز حرام است و نبايد مرتكب بشود. ديگر علوم انساني هم هر كدام در ساحت يكي از اين حوزه‌ها قرار مي‌گيرد.

اين بحث را امام خمینی ذيل روایتی از پيامبر گرامي اسلام صلی الله علیه و آله- نقل کرده است كه حضرت فرموده اند: «انما العِلمُ ثَلاثَه آيَهُ مُحكَمَةٌ اوَ فَريضَةٌ عادِلَةٌ اوَ سُنَّةٌ قائِمَةٌ».امام خمینی مي‌فرمايد علم اول كه آيه محكمه است به اعتقادات انسان مربوط مي‌شود كه انسان به هر چيزي كه در عالم طبيعت نگاه مي‌كند آن را نشانه‌اي از نشانه‌هاي الهي بداند. دراین صورت اعتقاداتش محكم مي‌شود. اين مربوط به عقل است. فريضه عادله مربوط به اخلاق مي‌شود و سنت قائمه مربوط به فقه و حقوق و سياست و امثال اينها مي‌شود.

بنابراين اگر بخواهيم بدانیم شاخص‌هاي امنیت متعالیه چیست؟ مي‌توانيم بگوييم سه شاخص دارد: نخست، این که انسان ﺑﻪ لحاظ تربيت عقلي انسان معتقدِ موحدِ مؤمنِ معتقد به قيامت و پيرو دستورات رهبران الهی شود. دوم، این که ﺑﻪ لحاظ اخلاقي  انسان آراسته به فضائل و جنود عقل ‌شود و از جنود جهل پرهيز ‌كند و سوم این که ﺑﻪ لحاظ رفتاري انسان مقيد به شريعت ‌شود. انساني كه به انجام دادن دستورهای فقهي اسلام مقيد است و از آچه خدا نهی کرده است اجتناب و دوري مي‌كند. كسي كه داراي تربيت به اين معنا شده باشد يك انسان متعادل مي‌شود. انساني مي‌شود كه در وجودش تعادل و عدالت را برقرار كرده و مدير مملكت وجود خود است و بر وجودش ولايت دارد. انساني  كه مي‌تواند خود، عقل، قلب و حواسش را اداره كند، در آن صورت چنین انسانی مي‌تواند جامعه را هم اداره كند. تمام عبادات برای تامین امنیت انسان در شئون سه گانه مذکور است. به نظر امام خمینی(ره) عباداتى كه انبيا آوردهاند و ما را به آن دعوت كرده اند؛ مثل نمازو حج ، اينها نسخههايى هستند از طبيبهاى واقعى كه آمدند ما را برسانند به يك مرتبههاى كمالى كه وقتى كه نفوس ما از اين عالم طبيعت بيرون رفت آنجا هم با يك تربيت صحيح رفته باشد و يك زندگانى كاملًا سعادتمند داشته باشيم. یعنی امنیت ابدی انسان در نظر است.

آطوركه از مجموعهزندگي امام خمینی مي‌توانيم استنباط كنيم به نظر مي‌آيد كه در مراحل مختلف ايشان بر هر سه نوع تربيت و امنیت تأكيد داشت و خودش هم آن را پيگيري مي‌كرد. چنان که میدانیم، امام خمینی استاد عرفان، فلسفه، اخلاق و فقه بود. تأكيد ایشان اين بود كه اخلاق بايد اخلاق عملي باشد. از نظر امام خمینی  موضوع اخلاق تربيت انسان كامل است. براي اينﻛﻪ ما به كمال، که امنیت یکی از مصادیق آن است، برسيم بايد با موانع كمال مبارزه كنيم. موانع كمال دو دسته است: يا در درون ما است، يا در جامعه است. آنچه در درون ما است و مانع به كمال رسيدن ما مي‌شود رذائل و هواهاي نفساني است. اينها را بايد كنترل كنيم و در اختيار مديريت عقل و مديريت وحي قرار بدهيم. بخشي از موانع كمال هم در بيرون وجود ما است و در جامعه است. از دیدگاه امام، استبداد و استكبار در شمار موانع بيروني كمال است. بنابراين اگر انسان بخواهد به كمال برسد بايد هم با استبداد و هم با استكبار و ﺳﻠﻄﻪطلبان و طاغوت‌ها مبارزه كند.

در نگاه امام خمینی پيام همهانبيای الهي كه خداوند به آنها گفته به مردم بگوييد همين است كه همهانبيا به مردم مي‌گفتند «أنِ اعبُدوا اللهَ وَ اجتَنِبوا الطاغوت»؛ از این رو اجتناب از طاغوت خودش يك فعل و يك عمل است. بنابراين كمال انسان و كمال جامعهانساني اين است كه با موانع كمال مبارزه كند، چه در درون خودش و چه در بيرون. حتي وقتي ما مبارزهامام خمینی با نظام سلطهجهاني را مي‌بينيم متوجه میشویم اين هم بُعد اعتقادي دارد؛ چون توحيد به ما مي‌گويد كه بايد با شرك و طاغوت مبارزه كرد؛ هم بُعد قلبي دارد؛ به خاطر اينﻛﻪ ما اگر مي‌خواهيم به كمال برسيم و انسان كاملي باشيم، بايد با موانع كمال مبارزه كنيم؛ هم بُعد فقهي دارد؛ چون فقه به ما مي‌گويد كه بايد از خدا و رسول و امام معصوم و فقيه جامع شرايط اطاعت كنيد. اين است كه فكر امام به مثابهيك فكر سيستمي، در درون خودش اجزای یک نظام امنیتی را دارد.

با توجه به آنچه آمد، امنیت متعالیه دارای سه سطح و لایه است: 1.سطح عقلی، اعتقادی، فلسفی و کلامی. که از آن با عنوان حوزه باورها می توانیم یاد کنیم. 2. سطح قلبی، اخلاقی؛ که از آن با عنوان حوزه گرایشها می توانیم یاد کنیم. و3. سطح ظاهری، فقهی و مادی؛ که از آن با عنوان حوزه رفتارها می توانیم یاد کنیم. طبیعتا ناامنی ها و تهدیدات نیز با همین سه سطح تعریف و سطح بندی می شود: 1.تهدیدات مربوط به حوزه باورها؛ 2. تهدیدات مربوط به حوزه گرایشها؛ و 3. تهدیدات مربوط به حوزه رفتارها.

انواع امنیت بحث دوم علت صوری است و شاید پرتکرارترین و متنوعترین مباحث امنیتی در همین حوزه قابل شناسایی است. در اینجا برای نمونه به چند مورد، با بهره گیری از سیره امنیتی امام خمینی، اشاره می شود:

1. امنیت سیاسی: بخشی از مبارزات امام خمینی در جهت دفع تامین امنیت سیاسی ایرانیان و حتی غیر ایرانیان بوده است. ایشان بخشی از عمر خود را صرف مبارزه با استبداد، دیکتاتوری، طاغوت، حاکمان جائر، نظام سلطنتی، حکومت های وابسته و وابستگی کرد. موارد مذکور تماما تهدیدات سیاسی هستند که امام با آنها مبارزه کرده و به جای آنها از ارزشهایی چون آزادی، مشارکت مردم در تعیین سرنوشت سیاسی، انتخابات آزاد، تأسیس نظام سیاسی جمهوری اسلامی و حمایت از استقلال نظام های سیاسی دفاع کرده است.

2. امنیت فرهنگی: از نظر امام خمینی "اسلام" محور تعریف امنیت و تهدیدات فرهنگی است. درواقع شناخت اسلام و عمل به اسلام امنیت فرهنگی را به ارمغان می آورد. اسلامی شدن صدا و سیما، آموزش و پرورش و دانشگاهها در این جهت همواره مورد تأکید بوده است. چنانکه معرفی اسلام، به مثابه یک مکتب زندگی، توسط حوزه های علمیه همواره مورد تأکید ایشان بوده است.

3. امنیت اجتماعی: حفاظت از نهاد خانواده، تأکید بر عدالت اجتماعی، لزوم امر به معروف و نهی از منکر، مبارزه با ظلم و مبارزه با موانع کمال از محورهای مورد توجه امام خمینی در این قسمت است.

4. امنیت اقتصادی: عقب ماندگی اقتصادی، عدم استفاده از ثروت ها و منابع ملی و وابستگی اقتصادی کشورهای اسلامی به کشورهای سلطه گر و استعماری مهمترین تهدید اقتصادی از نظر امام خمینی محسوب می شود.

5. امنیت جهان اسلام: وابستگی کشورهای اسلامی به نظام سلطه، تأسیس رژیم غاصب صهیونیستی در قلب جهان اسلام، اشغال سرزمین های اسلامی، حکومت های وابسته و غیر مردمی و تفرقه امت اسلامی، که در اثر قرائت آمریکایی مهمترین تهدیدات جهان اسلام (از اسلام پدید آمده است) از جمله علل و عوامل انحطاط امنیتی آن است. یگانه راه خروج از این انحطاط امنیتی نیز بازگشت به اسلام است. بازگشت به اسلام در خود مبارزه با وابستگی و استبداد و تفرقه و اشغالگری را دارد. بازگشت به اسلام ناب محمدی یعنی مبارزه با همه موانع کمال.

6. امنیت جهانی: به نظر امام خمینی نظام سلطه، به رهبری شیطان بزرگ، مهمترین تهدید برای امنیت جهانی است. راه حل این تهدید نیز آگاهی مستضعفان جهان، گسترش اسلام ناب محمدی در میان مسلمانان، اتحاد مسلمانان و مستضعفان، تشکیل بسیج جهانی مستضعفان جهان و مبارزه با ظلم نظام سلطه است. به هرحال یقظه و بیداری نقطه آغاز در مبارزه با تهدیدات، در تمامی سطوح و ساختها، است. و پس از آن نود و نه گام دیگر تا برسیم به توحید، که قرین امنیت واقعی است. در منازل السائرین، که مدتی متن درس اخلاق امام خمینی بود این صد مرحله تبیین شده است.

جنود عقل و جهل شاخص ها و تصاویر شرایط امن و ناامن از نظر امام خمینی است که در کتاب مستقلی به تشریح و توضیح برخی از آنها پرداخته است.

علت فاعلی امنیت

علت فاعلی دو بخش می شود. بخشی از علت فاعلی افراد هستند که در نقش کارگزاران سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، نظامی و قضایی انجام وظیفه می کنند و بخش دوم نهادها و سازمان هایی هستند که برای تولید امنیت و یا حفاظت از امنیت تولید شده فعالیت می کنند.

 باتوجه به دیدگاهی که در بحث توحید افعالی داریم، یگانه علت موثر در وجود را خداوند تبارک و تعالی می دانیم. انسان مومن نظام وجود را صورت فاعليّت حق تعالى مى‏بيند و لا مُؤَثِّرَ في الوُجُود را يا از روی برهان يا از روی عین يافته، با چشم بصيرت و قلب نورانى حصر استعانت را نيز حصر حقيقى می داند و کمک ديگر موجودات را صورت کمک حضرت حق می داند. ايّاكَ نَعْبُدُ وَ ايّاكَ نَسْتَعين نیز از متفرّعات الحمد للَّه است، كه اشاره به توحيد حقيقى است. و كسى كه حقيقت توحيد در قلب او جلوه ننموده و قلب را از مطلق شرك پاك ننموده، ايّاك نَعْبد او حقيقت ندارد، و حصر عبادت و استعانت را به حق نمی تواند بکند و خدابين و خداخواه نخواهد بود. و چون توحيد در قلب جلوه نمود، به اندازه جلوه آن، از موجودات منصرف و به عزّ قدس حقّ متعلّق می شود تا آنجا كه مشاهده می كند كه به اسم اللَّه اياك نعبد و اياك نستعين واقع می شود.

 بر این اساس تا خدا نخواهد هیچ امنیتی به تهدید و برعکس تبدیل نخواهد شد. لذا سر رشته تمامی امور به دست خداست . «فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى‏ وَ لِيُبْلِيَ الْمُؤْمِنِينَ مِنْهُ بَلاءً حَسَناً إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ . شما (با نيروى خود)، آنان (كفّار) را نكشتيد، بلكه خداوند (با امدادهاى غيبى) آنها را به قتل رساند. (اى پيامبر!) آن گاه كه تير افكندى، تو نيفكندى، بلكه خدا افكند (تا كافران را مرعوب كند) و تا مؤمنان را از سوى خويش به آزمونى نيكو بيازمايد، زيرا خداوند، بسيار شنوا و داناست.» انسان و طبیعت ظرف تجلی قدرت الهی هستند. بنابراین کاری بی اذن خدا نمی کنند. البته انسان در محدوده اراده و اختیاری که خدا داده است، می تواند مسیر خیر و شر را انتخاب کند. اما همین نیز در چارچوب اراده الهی است. خداوند متعال با تعیین عناصر و عوامل هدایت و ضلالت وضعیت و شرایط امنیت و ناامنی را برای انسان تبیین کرده است. علاوه بر این رهبران الهی نیز آمده اند به انسان کمک کنند تا به امنیت واقعی برسد. از این رو تنها کسانی می توانند به تولید امنیت واقعی بپردازند که از صفات و شرایط الهی برخوردار باشند. انبیای الهی، ائمه معصومین (ع)، فقهای جامع الشرایط و مومنان آراسته به جنود عقل و صفات متقین از زمره این کارگزاران هستند. در حدیثی از امام علی (ع) آمده است که:

«مَنِ اسْتَحْكَمَتْ لِي فِيهِ خَصْلَةٌ مِنْ خِصَالِ الْخَيْرِ احْتَمَلْتُهُ عَلَيْهَا وَ اغْتَفَرْتُ فَقْدَ مَا سِوَاهَا وَ لَا أَغْتَفِرُ فَقْدَ عَقْلٍ وَ لَا دِينٍ لِأَنَّ مُفَارَقَةَ الدِّينِ مُفَارَقَةُ الْأَمْنِ فَلَا يَتَهَنَّأُ بِحَيَاةٍ مَعَ مَخَافَةٍ وَ فَقْدُ الْعَقْلِ فَقْدُ الْحَيَاةِ وَ لَا يُقَاسُ إِلَّا بِالْأَمْوَات. كسي را كه آگاه شوم بر يكى از صفات خوب استواراست، بپذيرم و از نداشتن صفات ديگرش بگذرم ولى از نداشتن عقل و دين چشم نمي پوشم زيرا جدائى از دين جدائى از امنيت است و زندگى با هراس گوارا نباشد و فقدان عقل فقدان زندگى است زيرا بى‏خردان  با مردگان مقايسه شوند و بس.»

از این رو است که امام خمینی در مورد افرادی که در مناصب مختلف به کار گمارده می شوند شرایط ویژه ای را لازم می داند. اما نسبت به نهادها و ساختارهایشان بهره گیری از تجارب بشری را لازم می دانند. در واقع اگر تجارب بشری وجود سازمان هایی نظیر ارتش و اطلاعات و پلیس را برای تامین امنیت لازم می داند، پس باید از آنها بهره گرفت. دین فقط در مورد اصول کلی حاکم بر این سازمان ها و شرایط نیروهایی که در این سازمانها بکار گرفته می شوند نظر دارد.

اجمالا در نگاه متعالیه کارگزاران امنیتی از این قرارند: 1-عوامل ماورایی از قبیل خدا و فرشتگان ، 2-عوامل انسانی ، یعنی رهبران الهی (نبی ،امام و فقیه )، نخبگان (فکری و ابزاری ) و مردم . 3-عوامل سازمانی و کارگزاران ناامنی از این قرارند: 1- عوامل ماورایی مثل ابلیس ، 2- عوامل انسانی از قبیل رهبران طاغوتی، نخبگان (فکری و ابزاری) وابسته به آن و مردم پیرو هوی و هوس و 3- عوامل سازمانی مثل دولت های فرعونی. علت فاعلی از تمایزات بنیادی دو الگوی امنیتی متعالیه و متدانیه است. در اولی خدا همه کاره است. در دومی بشر همه کاره است. در اولی بشر، از باب تکلیف و وظیفه تمام تلاش خود را مصروف تامین امنیت می کند و نتیجه در دست خداست، اما در دومی بشر بی نیاز از خدا و خود سامان است.

علت غایی امنیت

مرجع امنیت یک بحث است و علت غایی امنیت بحثی دیگر. مرجع امنیت متناسب با نوع امنیت متفاوت است. مرجع امنیت اقتصادی، حفاظت از مالکیت است. مرجع امنیت سیاسی، حفاظت از آزادی و حقوق سیاسی شهروندان و جلوگیری از دیکتاتوری و استبداد است. مرجع امنیت قضایی حفاظت از عدالت است. مرجع امنیت فرهنگی حفاظت از ارزشهای اسلامی است. اما پرسش مهمتر این است که هدف از اینها چیست؟ این پرسش همان است که با عنوان علت غایی مطرح می شود. درواقع اگر اسلام و نظام سیاسی اسلامی بر حفاظت از جان، مال، عقل، نسل، خانواده، حق الناس، حق الله، عدالت و ارزش های دینی  تاکید دارند، برای چیست؟ تمام این تلاش های امنیتی برای این است که زمینه کمال انسان، از طریق عبودیت، برای قرب الهی فراهم شود که فرمود «من جن و انس را نيافريدم جز براى اين كه عبادتم كنند.وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ.»

 معمولاً مفهوم قرب را در امور مادي به كار مي بريم و مقصود ما قرب مكاني يا قرب زماني است. اما قرب و بعد مكاني و زماني در مورد خدا بي معني است. زیرا خداوند نسبتي با زمان و مكان ندارد كه بخواهد به زمان و مكاني نزديكتر و از زمان و مكاني دورتر باشد.

تقرب حقیقی به خداوند آن است که انسان کمالات روحی و معنوی و استعدادهای کران ناپذیر وجودی خود را به فعلیت برساند. در این عرصه هر اندازه مرتبه  وجود یک موجود بالاتر باشد به همان نسبت به ذات الهی نزدیک تر است. انسان که به قرب وجودی و مشاهده  ربوبی می رسد، ربط خود و هستی را به خدا در می یابد و با درک حضوری و شهود عرفانی، می یابد که هیچ چیز استقلالی از خود ندارد و جهان و انسان نه فقط وابسته به حق تعالی، که عین ربط و تعلق به اوست. در این مقام انسان می بیند که با خدا همه چیز دارد و بی خدا هیچ! چنان که امام حسین (ع) در دعای عرفه می فرماید: «ماذا وجد من فقدک و ما الذی فقد من وجدک» «آن که تو را یافت چه از دست داد و آن که تو را از دست داد چه یافت؟» و چون آدمی به این مقام رسد، جز خدا به چیزی توجه نخواهد داشت و در ارتباط و شهود دایمی با خدا به سر می برد؛ وجود او عین خلوص برای حق تعالی شده و افعال او یکسره در جهت رضای خدا خواهد بود. در این مقام دیگر اثری از خودخواهی و خودبینی و شرک باقی نمی ماند.

تکامل حقیقی انسان عبارت است از سیر عملی که روح در درون ذات خود به سوی خدا می کند تا به مقامی برسد که خود را عین تعلق و ارتباط به او بیاید و برای خود و هیچ موجود دیگر، استقلالی در ذات و صفات و افعال نبیند، و هیچ پیشامدی او را از این مشاهده باز ندارد، علوم و مشاهداتی که در این مسیر برای انسان حاصل می شد بر مرتبه وجودی اش می افزاید و تدریجاً جوهر ذاتش را کامل می سازد.

بنابراین هر قدر انسان نیاز خود را به خدا کمتر احساس کند از خدا دورتر است، و هر قدر خود را نیازمند تر به خدا ببیند و پرده های اسباب را بالاتر بزند و حجاب های ظلمانی و نورانی از جلوی چشم دلش بیش تر برداشته شود داناتر و کامل تر و به خدا نزدیک می شود، تا جایی که نه تنها در افعال و تأثیرات موحّد می گردد بلکه برای صفات و ذوات هم استقلالی نمی بیند؛ و آن مقامی است که بندگان شایسته و مخلص و دوستان برگزیده خدا به آن نائل می شوند و میان ایشان و معبودشان حجابی باقی نمی ماند. پس قرب حقیقی به خدا این است که انسان بیابد که، با خدا همه چیز دارد و بی خدا هیچ. کسی که به چنین مقامی می رسد از همه چیز دست و دل می شوید و دل به جانان  می سپارد و با تمام وجود به بندگی و عبودیت حق می پردازد و در جست و جوی آن بر می آید که محبوب محبوب دل شود و در پی آن، چنان طمأنینه و  می یابد و از چنان بهجت و سرور و لذتی برخوردار می شود که هیچ چیز با آن قیاس پذیر نیست.

به نظر امام خمینی تأمل در روايات و آثاري كه در آنها براي قرب الي الله ذكر شده، مي تواند ما را در درك معناي حقيقي قرب به خداوند و شرائط و کیفیت آن كمك كند.روايتي است که ایشان در شرح چهل حدیث آن را آورده اند. متن روايت، كه طبق نقل مرحوم كليني در اصول كافي، امام باقر ـ عليه السلام ـ آن را از پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ نقل فرموده اند، چنين است:

خداي متعال مي فرمايد: هر كس به يكي از دوستان من بي حرمتي كند به من اعلان جنگ كرده است؛ و نزديك نشد بنده اي به من به چيزي كه محبوب تر از انجام اَعمالي باشد كه بر او واجب كرده ام؛ ی و او با انجام مستحبات تا آن جا نزد من مقرب مي شود كه او را دوست مي دارم. پس وقتي او را دوست داشتم گوش او مي شوم كه با آن مي شنود، و چشم او مي شوم كه با آن مي بيند، و زبان او مي شوم كه با آن سخن مي گويد، و دست او مي شوم كه با آن كار انجام مي دهد. اگر مرا بخواند او را اجابت مي كنم؛ و اگر از من چيزي بخواهد به او عطا مي‌كنم.

 بنا بر این انجام واجبات و مستحبات باعث قرب به خدا می شود. هدف از تزكيه نفس هم، همان قرب خدا، و در مرحله عاليترين آن فناء فى الله است.و اين قرب به خدا مرتبهاى است از وجود كه در آن استعدادهاى ذاتى شخص با سير و حركت اختيارى خود به فعليت مىرسد. تقرّب به خداوند يعنى واقعاً مراتب و مراحل هستى را طى كردن و به كانون لايتناهى هستى نزديك شدن. در حكمت اسلامى ثابت شده است كه هستى داراى درجات و مراتبى است كه پايينترين مرتبه آن عالم طبيعت و عاليترين درجه آن ذات اقدس الهى است كه همان حقيقت هستى است.انسان هر چه در نتيجه تحصيل فضايل الهى در درجات وجود بالاتر رود، به همان نسبت به ساحت قدس ربوبى نزديكتر و مقربتر مىشود و از آثار معنوى نامتناهى آن برخوردار مىگردد.

بنابر این تكامل انسان در «قرب به خدا» است. اولين مرتبه قرب به خدا پيدايش ايمان به خداست. تا جهت حركت قلب و روح انسان و جامعه به سوى خدا شود رسیدن به خدا همان کمال و سعادت نهایی انسان است که در نصوص دینی از آن به «لقاء رب» « قرب الی الله»، «فلاح و رستگاری»، «فوز عظیم»، و «رضوان الهی» یاد شده است.

غایت تولید امنیت فراهم کردن زمینه تقرب بندگان خدا به خدا است و دقیقا به همین دلیل است که نام این مکتب امنیتی را متعالیه می گذاریم. باز به همین دلیل است که رهبران الهی از عهده تامین این نوع امنیت بر می آیند. چنان که مواد و صورت آن نیز ممیزات خود را دارد.

ریشه اهداف و غایت های دوگانه انسان و جوامع انسانی، یعنی تعالی طلبی و دنیاطلبی درسازوکار وجودی انسان، که از آن با عنوان فطرت های دو گانه انسان یاد شده است، می باشد.

پس بنیاد امنیت و تهدید در درون ماست.خودباورى و استقلال فرهنگى، با جهت گیری تربیت انسان اسلامی ، بجای انسان غربی باید جهت گیری دولت اسلامی باشد. این سخن روی دیگر «قرب الهی » است که غایت امنیت متعالیه است.

ناقدین محترم پس از ارایه نظریه پرسش‌های خود را مطرح نمودند و پس از آن از داوران محترم خواسته شد مطالب خود را در قالب پرسش از نظریه‌پرداز بیان کنند. هم‌چنین از دو نفر از حاضرین در جلسه نیز خواسته شد که پرسش‌های خود را مطرح نمایند.

پس از پرسش‌های مطرح شده نظریه‌پرداز محترم در یک تبیین جدید به سیر دستیابی خود به نظریه اشاره کردند و در لابه‌لای این بحث به تمامی پرسش‌های مطرح شده پاسخ دادند.

هیأت داوران براساس نحوه ارایه نظریه از سوی نظریه‌پرداز محترم و پس از استماع نظر ناقدان، کفایت برگزاری اجلاسیه نهایی را اعلام داشته و مقرر نمودند پس از انجام اصلاحات لازم در متن مکتوب، جلسه داوران تشکیل و امتیازدهی نهایی صورت گیرد.

الحمد لله رب العالمین

منبع:

تاریخ خبر: 1397/3/12 شنبه
تعداد بازدید کل: 37 تعداد بازدید امروز: 1
 
امتیاز دهی
 
 


مطالب مرتبط

پربازدید ترین مطالب

مطالب مرتبط

پربازدید ترین مطالب
[Control]
تعداد بازديد اين صفحه: 38

آدرس: قم - چهارراه شهدا - ابتدای خیابان معلم   مرکزهمکاری های علمی و بین الملل
تلفن: 371160 - 025  داخلی 1352
ایمیل: danaee@isca.ac.ir
 

مرکز همكاری های علمی و بین المللی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی با هدف گسترش همكاری و جلب مشارکت مجامع علمی پژوهشی داخلی و خارجی و همچنین افزايش اعتبار علمی پژوهشگاه، از سال 1395 فعالیت خود را آغاز کرد.
مرکز همكاری های علمی و بین المللی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی با هدف گسترش همكاری و جلب مشارکت مجامع علمی پژوهشی داخلی و خارجی و همچنین افزايش اعتبار علمی پژوهشگاه، از سال 1395 فعالیت خود را آغاز کرد.
نقشه
ایتا
پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی
خانه | بازگشت |
Guest (PortalGuest)

اداره همکاری های علمی و بین الملل
مجری سایت : شرکت سیگما