حجتالاسلام والمسلمین عیسی عیسیزاده، در هماندیشی علمی «جنگ رمضان؛ سنتهای مقاومت از منظر قرآن کریم»، به تبیین سنت های الهی در نصرت حق پرداخت و با استناد به آیات قرآن، نمونههای تاریخی و بیانات امام شهید، ایمان، اخلاص، دعا و صبر را کلیدهای تحقق وعده حتمی خداوند برشمرد.
هماندیشی علمی «جنگ رمضان؛ سنتهای مقاومت از منظر قرآن کریم» سهشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ به همت پژوهشکده فرهنگ و معارف قرآن پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، در تالار فیض کاشانی قم برگزار شد. در این نشست، جمعی از پژوهشگران و اساتید حوزه علمیه به ارائه دیدگاههای خود پرداختند. از جمله سخنرانان، حجتالاسلام والمسلمین عیسی عیسیزاده بود که با موضوع سنتهای الهی در نصرت حق از منظر قرآن کریم به ایراد سخن پرداخت.
وعده حتمی و بدون خلف خداوند
عیسیزاده ابتدا با تلاوت آیه «إِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِینَ آمَنُوا فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا وَیَوْمَ یَقُومُ الْأَشْهَادُ» (سوره غافر، آیه ۵۱) اظهار داشت: کلمه «إِنَّ» و لام تأکید در «لَنَنْصُرَ» نشاندهنده قطعیت و حتمیت نصرت الهی است. وی افزود: خلف وعده از سوی خداوند نه از جهت عجز، نه نیاز و نه فراموشی ممکن نیست، چنانکه قرآن میفرماید: فَلا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ مُخْلِفَ وَعْدِهِ رُسُلَهُ (سوره ابراهیم، آیه ۴۷).
نمونههای عینی از پیامبران و مؤمنان
این پژوهشگر قرآن با اشاره به تحقق عینی سنت نصرت در زندگی پیامبران، گفت: از نجات حضرت نوح در کشتی، سرد شدن آتش بر ابراهیم، نجات لوط، مکانت یافتن یوسف در مصر، و نجات موسی و هود و صالح، تا بالا بردن عیسی و فتح مبین برای پیامبر اسلام (ص) – همه نشانه وعده الهی است. وی همچنین در مورد مؤمنان به آیه «وَ لَقَدْ نَصَرَکُمُ اللَّهُ بِبَدْرٍ» اشاره کرد.
دوازده گونه از یاری الهی
حجتالاسلام عیسیزاده با استخراج از قرآن، انواع نصرت را در ۱۲ محور برشمرد:
- الفت و استواری قلب («یُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا»)
- اجابت دعا («فَاسْتَجَبْنَا» برای نوح، یونس، زکریا)
- اعطای معجزه و استدلال («أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ»)
- اعطای حکومت («آتَیْنَاهُمْ مُلْکاً عَظِیماً»)
- غلبه در جنگ («لَقَدْ نَصَرَکُمُ اللَّهُ فِی مَوَاطِنَ کَثِیرَهٍ»)
- نزول سکینه و آرامش («فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَکِینَتَهُ عَلَیْهِ»)
- هلاکت یا انتقام از دشمن («فَأَغْرَقْنَاهُمْ»)
- امدادهای غیبی و فرشتگان («بِثَلَاثَهِ آلَافٍ مِنَ الْمَلَائِکَهِ»)
- ایجاد رعب در دل دشمن («وَقَذَفَ فِی قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ»)
- نجات از خطرها («فَأَنْجَیْنَاهُ وَأَصْحَابَ السَّفِینَهِ»)
- خنثیسازی نیرنگ کافران («مُوهِنُ کَیْدِ الْکَافِرِینَ»)
- الهام به مؤمنان (همانند الهام به مادر موسی)
چهار عامل کلیدی برای دستیابی به نصرت
این استاد حوزه و دانشگاه در ادامه، مهمترین بخش سخنان خود را به عوامل تحقق نصرت اختصاص داد و با استناد به آیات و نمونههای تاریخی، چهار رکن اساسی را برشمرد:
۱. ایمان: آیه «وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ» (آلعمران، ۱۳۹) نشان میدهد پیروزی نسبی است و گاهی شکست ظاهری (مانند جنگ احد) با ایمان به یاری خدا تبدیل به پیروزی میشود. عیسیزاده به نقل از مقام معظم رهبری افزود که ملت ایران با قدرت ایمان، طاغوت را ساقط کرد و در هشت سال دفاع مقدس نیز همین ایمان، رمز ماندگاری بود.
۲. اخلاص: با استناد به آیه «وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا» (عنکبوت، ۶۹) و سخن امام خمینی (ره) که اخلاص رزمندگان را بیمهکننده جمهوری اسلامی دانست.
۳. دعا و تضرع: اشاره به دعای سپاه طالوت در برابر جالوت («رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَیْنَا صَبْرًا»)، دعای پیامبر در شب جنگ بدر («یا حی یا قیوم») و حدیث «لا یَرُدُّ الْقَضَاءَ إِلاَّ الدُّعَاء». همچنین نقل فرمایش امام خمینی به رزمندگان درباره مجالس مناجات در جبههها.
۴. صبر و مقاومت: استناد به آیه «إِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ یَغْلِبُوا مِائَتَیْنِ» (انفال، ۶۵) و سخنان امام خمینی (ره) و رهبر معظم انقلاب که استقامت ملت ایران در جنگ تحمیلی را عامل پیروزی دانستند.
حجت الاسلام و المسلمین عیسیزاده در پایان تأکید کرد: امروز که استکبار جهانی با تحریمها و جنگ رسانهای به دنبال شکست جمهوری اسلامی است، تنها راه تحقق نصرت الهی، تکیه بر همان عوامل دیروز است: ایمان راسخ، اخلاص در عمل، پیوند دائمی با خدا از طریق دعا، و صبر استقامتگونه در برابر سختیها. وی افزود: همانگونه که خداوند در قرآن فرموده «وَإِنْ تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا لا یَضُرُّکُمْ کَیْدُهُمْ شَیْئاً» (آل عمران، ۱۲۰)، امروز نیز با صبر و تقوا میتوان توطئههای دشمن را بیاثر کرد.
نگاه توحیدی؛ رمز پیروزی جبهه حق در جنگ رمضان
حجتالاسلام والمسلمین مرتضی غرسبان در هم اندیشی «جنگ رمضان: سنتهای مقاومت از منظر قرآن کریم با تبیین نگاه توحیدی به عنوان وجه امتیاز دستگاه محاسباتی جبهه حق، اظهار داشت: محاسبات مادی و معادلات عددی هرگز قادر به درک عمق سنت نصرت الهی نیست.
هماندیشی علمی «جنگ رمضان؛ سنتهای مقاومت از منظر قرآن کریم» سهشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ به همت پژوهشکده فرهنگ و معارف قرآن پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، در تالار فیض کاشانی قم برگزار شد. در این نشست، جمعی از پژوهشگران و اساتید حوزه علمیه به ارائه دیدگاههای خود پرداختند. از جمله سخنرانان، حجتالاسلام والمسلمین مرتضی غرسبان بود که با موضوع سنتهای الهی در نصرت حق از منظر قرآن کریم به ایراد سخن پرداخت.
نگاه توحیدی؛ محو فاعلیت غیرخدا
وی با استناد به آیه ۱۷ سوره انفال: “فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلَکِنَّ ٱللَّهَ قَتَلَهُمْ وَمَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَلَکِنَّ ٱللَّهَ رَمَى” بیان داشت: در دستگاه توحیدی، همه چیز به ید و قدرت خداوند بسته است و انسانها تنها واسطه و بهانهای بیش نیستند. این نگاه، بنیان محاسبات جبهه حق را از هرگونه محاسبات سکولار و مادی متمایز میسازد.
نصرت الهی؛ فراتر از نسبت عددی
حجت الاسلام غرسبان با اشاره به آیه ۱۲۶ آلعمران: «وَمَا النَّصْرُ إِلاَّ مِنْ عِنْدِ اللهِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ»
خاطرنشان کرد که پیروزی تنها از جانب خدای عزیز حکیم است. در ادامه با تلاوت آیات ۶۵ و ۶۶ سوره انفال: إِن یَکُن مِّنکُمْ مِائَهٌ صَابِرَهٌ یَغْلِبُوا مِائَتَیْنِ…» و آیه ۲۴۹ بقره: «کَمْ مِنْ فِئَهٍ قَلِیلَهٍ غَلَبَتْ فِئَهً کَثِیرَهً بِإِذْنِ اللَّهِ
تأکید کرد صبر و توکل، جمعیت کوچک را بر انبوه دشمن پیروز میکند. این ایمان پایگی، سرمایهای است که رقیب از آن درکی ندارد و تحلیلگران متعارف سهمی برای آن قائل نیستند، در حالی که این نظام معنابخش قرآنی، امیدبخشترین مؤلفه برای آینده است.
سه شرط اساسی برای جبهه حق
۱. ایمان و تقوا
به گفته این پژوهشگر، آیه ۳۸ سوره حج: «إِنَّ اللَّهَ یُدَافِعُ عَنِ الَّذِینَ آمَنُوا» نشان میدهد خدا خود مدافع مؤمنان است. همچنین آیات ۱۷۳ و ۱۳۹ و ۱۶۶ آلعمران (ماجرای «حسبنا الله و نعم الوکیل» و «لا تهنوا و لا تحزنوا و أنتم الأعلون إن کنتم مؤمنین» و ابتلای روز برخورد دو گروه) گویای آن است که ایمان، بالاترین پشتوانه در سختیهاست.
۲. صبر و استقامت
با تکرار آیات انفال و بقره، غرسبان صبر را کلید پیروزی دانست و یادآور شد که جمع صبر و ایمان در آیه ۱۲۰ آلعمران: «وَإِن تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا لَا یَضُرُّکُمْ کَیْدُهُمْ شَیْئاً» و آیه ۳۰ سوره فصلت (نزول ملائکه بر استقامتکنندگان) آثار شگرف این دو ویژگی را نمایان میکند.
۳. نصرت دین خدا
وی با استناد به آیه ۷ سوره محمد: «إِن تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُمْ وَیُثَبِّتْ أَقْدَامَکُمْ» و آیه ۴۰ سوره حج: «وَلَیَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ یَنْصُرُهُ» و آیه ۴۷ سوره روم که نصرت مؤمنان را حقّی بر عهده خداوند میداند، نتیجهگیری کرد که اگر خدا یاری کند (آلعمران ۱۶۰: «إِن یَنْصُرْکُمُ اللَّهُ فَلَا غَالِبَ لَکُمْ») هیچ قدرتی توان غلبه ندارد.
حجت الاسلام غرسبان در پایان تأکید کرد: دستگاه محاسباتی جبهه حق مبتنی بر نگاه توحیدی است که در آن فاعلیت مطلق از آن خداست و ایمان، صبر، تقوا و یاری دین خدا، ارکان اصلی محاسبات را تشکیل میدهند. این نظام معنایی، برخلاف تحلیلهای صرفاً عددی، امید و پیروزی حتمی را برای مؤمنان به ارمغان میآورد.
چرایی وقوع جنگ؛ بازخوانی سهم هویت و ادراک در کنار قدرت
هماندیشی علمی «جنگ رمضان؛ سنتهای مقاومت از منظر قرآن کریم» سهشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ به همت پژوهشکده فرهنگ و معارف قرآن پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، در تالار فیض کاشانی قم برگزار شد. در این نشست، جمعی از پژوهشگران و اساتید حوزه علمیه به ارائه دیدگاههای خود پرداختند. از جمله سخنرانان، دکتر سید سجاد آل سید غفور بود که با موضوع بازخوانی نقش و سهم عوامل مختلف در وقوع جنگ به ایراد سخن پرداخت.
دکتر سیدسجاد آلسید غفور، با بازخوانی نظریههای کلان و خردِ علل جنگ، تأکید کرد: جنگ پدیدهای چندعلتی و برآمده از تعامل پیچیدهی عوامل ساختاری، نهادی، هویتی و روانشناختی است. وی با استناد به تعریف کلاسیک کارل فون کلاوزویتس که جنگ را تداوم سیاست با ابزارهای دیگر میداند، از منظر واقعگرایی، لیبرالیسم، سازهانگاری، روانشناسی و جامعهشناسی به تبیین چرایی جنگ پرداخته و در سناریویی فرضی، تصمیم دونالد ترامپ برای جنگ با ایران را ذیل این نظریهها تحلیل کرده است.
معمای امنیت در کانون تحلیل واقعگرایانه
دکتر آلسید غفور در ابتدای تحلیل خود با اشاره به جایگاه نظریهی واقعگرایی به عنوان مهمترین و پایدارترین نظریه در روابط بینالملل گفت: واقعگرایان سیاستهای جهانی را بر اساس رقابت دولتها بر سر منافع ملی تعریف میکنند و معتقدند منازعه ویژگی ذاتی و ناگزیر سیاست بینالملل است که در محیطی آنارشیک ریشه دارد.
وی با معرفی مفهوم معمای امنیت افزود: وقتی دولتی برای افزایش امنیت خود، توان نظامیاش را بالا میبرد، این اقدام از نگاه دیگر دولتها به عنوان تهدید تلقی شده و آنها نیز دست به تسلیحاتی مشابه میزنند؛ مارپیچی که به گفته رابرت جرویس، مدل مارپیچی نام دارد و منشأ بسیاری از جنگهاست.
در شاخهی واقعگرایی تهاجمی، جان مرشایمر معتقد است دولتها ذاتاً به دنبال حداکثرسازی قدرت هستند. این تحلیلگر اضافه کرده: گسترش ناتو و تحرکات ایالات متحده و همپیمانان غربیاش، از مهمترین عوامل تنشهایی نظیر بحران اوکراین بوده است.
لیبرالیسم: نهادها، دموکراسی و وابستگی اقتصادی بازدارندهی جنگ
در مقابل، مکتب لیبرالیسم با بدبینی نسبت به ناگزیری جنگ نگاه میکند. دکتر آلسید غفور با اشاره به لیبرالیسم نهادگرا گفت:
نهادهای بینالمللی با فراهم آوردن اطلاعات و کاستن هزینهها، همکاری بینالمللی را افزایش میدهند و از بروز درگیریهای مخرب جلوگیری میکنند.
از دیدگاه لیبرالها، هرچه روابط اقتصادی میان کشورها عمیقتر شود، هزینهی جنگ بالاتر رفته و انگیزه برای درگیری نظامی کاهش مییابد. به گفته این پژوهشگر، لیبرالها بر توانایی نهادهای بینالمللی، دموکراسی و تجارت در مهار تمایلات جنگی انسانها تأکید دارند.
سازهانگاری: خود و دیگری دشمن ساخته میشوند، نه تنها رقیب
نظریهی سازهانگاری که از اواخر جنگ سرد ظهور کرد، فراتر از عوامل مادی به دنبال عوامل هویتی و معنایی است. دکتر آلسید غفور در این باره گفت:
هویت کنشگران در کانون این رهیافت قرار دارد؛ هویت عبارت است از فهمها و انتظارات در مورد خود که خاص نقش است.
به باور سازهانگاران، کشورها نه صرفاً بر اساس توازن قوا، که بر اساس ادراکات هویتی از خود و دیگری تصمیم به جنگ یا صلح میگیرند. این تحلیلگر با اشاره به جنگ تحمیلی عراق علیه ایران مینویسد: «نقش ادراکات هویتی در نظام تصمیمگیری عراق» مورد توجه ویژهی این نظریه است. در مثالی ساده میگوید:
اگر دو کشور همدیگر را دوست ببینند، حتی اگر اسلحه هم داشته باشند، جنگ نمیکنند. اگر همدیگر را دشمن ببینند، حتی اگر دلیلی هم برای جنگ نباشد، باز هم ممکن است بجنگند.
سطح خرد: شخصیت رهبران و فشارهای اجتماعی
این پژوهشگر در بخش دیگری از این ارائه، به تحلیلهای سطح خرد پرداخت. از دیدگاه روانشناختی، برخی محققان جنگ را برآمده از «نظریهی شخصیت پرخاشگر» میدانند. زیگموند فروید نیز جنگ را نتیجهی «غریزه مرگ» در انسان میخواند. در مقابل، دیدگاههای جامعهشناختی جنگ را بازتاب نابرابریهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی میشمارند.
تحلیل تصمیم ترامپ برای جنگ با ایران
دکتر سید سجاد آلسید غفور در بخش پایانی تحلیل خود، تصمیم ترامپ، رئیسجمهور وقت آمریکا، برای شروع جنگ علیه ایران، این تصمیم را از چهار چارچوب نظری بررسی کرده است:
۱. واقعگرایی: آمریکا برای حفظ هژمونی خود و جلوگیری از قدرتیابی منطقهای ایران (موشکهای بالستیک، نفوذ در عراق و سوریه) دست به جنگ پیشگیرانه میزند.
۲. لیبرالیسم: شکست نهادهایی مانند برجام و نبود وابستگی اقتصادی به دلیل تحریمها، همکاری را ناممکن ساخته است.
۳. سازهانگاری: سالها دشمنسازی هویتی دوطرفه («شیطان بزرگ» در برابر «محور شرارت») هر اقدام دفاعی را در چشم طرف مقابل تجاوز تلقی میکند.
۴. روانشناسی و فشار اجتماعی: شخصیت تکانشی و ادراکات اشتباه ترامپ (باور به اینکه ایران «فقط زبان زور میفهمد») به همراه فشار لابیهای اسرائیل و عربستان و فضای امنیتیزدهی افکار عمومی آمریکا، منطقه را به نقطهی انفجار رسانده است.
وی در پایان گفت: بهترین برداشت از تحلیل جنگ، رویکردی چندبعدی است: جنگ از تعامل پیچیده و دیالکتیکی عوامل ساختاری (نظام بینالملل)، نهادی (کارویژههای دولتها) و فردی (ادراک و هویت رهبران) زاده میشود، نه از یک علت واحد و از پیش تعیینشده.
وی تأکید کرد: برای ساختن صلح، ناگزیر از شناخت جامع عوامل جنگافروز هستیم؛ همانطور که کلاوزویتس اشاره کرده، سیاستورزی هوشمندانه میتواند خشونت را در خدمت اهداف عقلانی درآورد.
مقاومت، سنتی تخلفناپذیر و ریشه دار در متن دین
هماندیشی علمی «جنگ رمضان؛ سنتهای مقاومت از منظر قرآن کریم» سهشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ به همت پژوهشکده فرهنگ و معارف قرآن پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، در تالار فیض کاشانی قم برگزار شد. در این نشست، جمعی از پژوهشگران و اساتید حوزه علمیه به ارائه دیدگاههای خود پرداختند. از جمله سخنرانان، حجتالاسلام والمسلمین استاد محمدصادق یوسفی مقدم بود که با موضوع سنتهای الهی در نصرت حق از منظر قرآن کریم به ایراد سخن پرداخت.
در این هماندیشی، حجتالاسلام یوسفیمقدم طی سخنانی، با تأکید بر اینکه مقاومت یک مسئله راهبردی بوده و ریشه در متن دین دارد، اظهار داشت: قرآن کریم مسئله هویت جوامع را متوقف بر مقاومت میداند. در حقیقت جبهه مقاومت در متن دین است و اگر مقاومت از جوامع گرفته شود، هویت واقعی آنها دچار خدشه خواهد شد.
رئیس پژوهشکده فرهنگ و معارف قرآن در ادامه با اشاره به مفهوم «تمحیص» به عنوان یکی از سنتهای الهی در قرآن، خاطرنشان کرد: سنت الهی تمحیص یا خالصسازی، یکی از قوانین تخلفناپذیر پروردگار در طول تاریخ است که هدف آن جداسازی صفوف آزادگان از وابستگان و پاککردن جامعه از خواهشهای نفسانی است.
وی با استناد به آیات ۱۳۹ تا ۱۴۳ سوره مبارکه آل عمران که به غربالگری مؤمنان در غزوه احد اشاره دارد، افزود: این سنت الهی که در طول تاریخ عمر بشر برای همه جوامع رخ میدهد، فلسفهاش این است که افراد و جوامع از خواهشهای نفسانی منافی با اهداف الهی و انسانی پاک شوند و از انسانهای ناخالص جدا گردند و در نتیجه آزادگان صف خود را از وابستگان بازشناخته و جدا کنند.
یوسفیمقدم تصریح کرد: این سنتهای الهی به ضرورت جامعهسازی، غربالگری و تحول در جوامع و نیز افراد جامعه پرداخته و آنان را با راه سعادت و رستگاری آشنا و هدایت میکند.
این استاد حوزه و دانشگاه در بخش دیگری از سخنان خود، «جنگ رمضان» را نه یک رویداد نظامی صرف، بلکه نبردی تمدنی میان جهان اسلام و تمدن غرب توصیف کرد و گفت: این نبرد، تجلی سنت نصرت الهی و دست غیب خداوند در حمایت از مردم مقاوم و متدین است.
وی با اشاره به آیات نصرت الهی در قرآن، به ویژه آیه «وَلَیَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ یَنْصُرُهُ» (حج: ۴۰)، خاطرنشان کرد: هر کس برای خدا کار کند، خدا هم تمام امکانات و علم و قدرت خودش و سنتهای آفرینش را در خدمت او قرار خواهد داد. این وعده تخلفناپذیر الهی است که در طول تاریخ برای یاران حق بارها تحقق یافته است.
استاد یوسفیمقدم در پایان ضمن اشاره به ضرورت هوشیاری در برابر پیروزیهای مقطعی، افزود: مقاومت و استقامت، سایه جنگ را از جامعه دور میکند. همان طور که در سیره نبوی و سنت الهی تمحیص میبینیم، خداوند مؤمنان را در بوته آزمایش قرار میدهد تا صفوف خالصان از ناخالصان جدا شود. خداوند در قرآن میفرماید: «وَمَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِکُمْ»؛ هرگز نباید با شکستها و پیروزیهای مقطعی، مسیر مقاومت رها شود.
جمعبندی
هماندیشی علمی «جنگ رمضان: سنتهای مقاومت از منظر قرآن کریم» در حالی به کار خود پایان داد که تأکید اصلی سخنرانان بر این نکته بود که مقاومت نه یک راهبرد تاکتیکی موقتی، بلکه سنت الهی و قانون تخلفناپذیر تاریخ است که هویت و عزت جوامع اسلامی در گرو تمسک به آن است. در این نشست، حجتالاسلام والمسلمین یوسفیمقدم به عنوان چهره شاخص قرآنپژوهی معاصر، با ارائه دیدگاههای قرآنی خود، نقش پژوهشکده فرهنگ و معارف قرآن را در تبیین ابعاد قرآنی مقاومت برجسته ساخت.
نسبت سنجی مبانی قرآنی دفاع و مقاومت با مفاهیم ارزشی همچون عدالت
هماندیشی علمی «جنگ رمضان؛ سنتهای مقاومت از منظر قرآن کریم» سهشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ به همت پژوهشکده فرهنگ و معارف قرآن پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، در تالار فیض کاشانی قم برگزار شد. در این نشست، جمعی از پژوهشگران و اساتید حوزه علمیه به ارائه دیدگاههای خود پرداختند. دکتر سید علینقی ایازی، عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، یکی از سخنرانان این نشست بود که به تبیین مبانی قرآنی دفاع و مقاومت و نسبت آن با مفاهیمی همچون مسئولیت جمعی و عدالت پرداخت.
دکتر ایازی در ابتدای سخنان خود با اشاره به مفهوم دفاع در قرآن کریم، تأکید کرد: این مفهوم را نمیتوان صرفاً به یک اقدام نظامی محدود دانست، بلکه دفاع در اندیشه قرآنی، کنشی راهبردی برای حفظ ارزشها به شمار میرود.
۱. دفاع؛ سنتی الهی و فراتر از اقدام نظامی
دکتر ایازی با استناد به آیات ۳۹ و ۴۰ سوره حج، تصریح کرد: دفاع در قرآن به عنوان یک سنت الهی بیان شده است. به گفته وی، این سنت نشان میدهد که قرآن، دفاع را نه یک امتیاز برای قدرتمندان، بلکه یک مسئولیت جمعی برای کل جامعه تعریف میکند. از منظر قرآن، همه مؤمنان در قبال یکدیگر و در برابر تهدیدات، مسئولیت دارند و این وظیفه تنها در انحصار حکومت یا گروه خاصی نیست.
۲. مثلث صبر، تقوای جمعی و مشورت؛ ساختار دفاع قرآنی
دکتر ایازی با تأکید بر اینکه قرآن برای تحقق این مسئولیت جمعی، ساختاری منسجم ترسیم کرده است، از سه مفهوم محوری نام برد: - صبر: استقامت در برابر سختیها بدون از دست دادن جهتگیری ارزشی و اخلاقی.
- تقوای جمعی: خودنگهداری گروهی جامعه از آفاتی همچون فساد، تفرقه و ظلم.
- مشورت: تصمیمگیری مشارکتی بر پایه آیه «وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَیْنَهُمْ» (سوره شوری، آیه ۳۸).
وی تأکید کرد: این اضلاع سهگانه بهگونهای در هم تنیده شدهاند که نظامی پویا و کارآمد برای دفاع و مقاومت در برابر تهدیدات ایجاد میکنند.
رهاورد این سه ضلع، یعنی ثمره تحقق «صبر»، «تقوای جمعی» و «مشورت»، چیزی جز عدالت نیست. به بیان وی، اگر این سه اصل محقق شوند، خروجی آن عدالت در تمامی شئون جامعه خواهد بود؛ چه در توزیع منابع، چه در اجرای قوانین و چه در دفاع از مظلوم.
۳. مقاومت؛ گسترهای فراتر از میدان نبرد
دکتر ایازی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به مسائل نظاموار در سوره فصلت و سوره محمد (ص)، مفهوم مقاومت را گسترهای بسیار وسیعتر از یک کنش سیاسی یا نظامی صِرف توصیف کرد و گفت: نتیجه چنین مقاومتی، رهبری به عنوان کنش اصلی مقاومت است و مقاومت صرفاً سیاسی نیست، بلکه تولید مستمر ارزشهاست.
به گفته وی، رهبری در این نگاه، نه به معنای قدرت سیاسی، بلکه به عنوان کنش اصلی مقاومت تعریف میشود؛ یعنی توانایی جهتدهی، هماهنگی و الهامبخشی برای تولید مستمر ارزشهایی مانند علم، اخلاق، هنر و رفاه عادلانه.
وی هشدار داد: اگر مقاومت صرفاً معطوف به قدرت سیاسی بماند، دچار آفت ایدئولوژی زدگی و فرسایش خواهد شد. بنابراین مقاومت زمانی پویا و ماندگار خواهد بود که به تولید ارزشهای فرهنگی و اجتماعی بینجامد.
جمع بندی
نگاه قرآنی به دفاع و مقاومت، فراتر از رویکردهای امنیتی و نظامی، ریشه در یک مسئولیت اجتماعی اخلاقمحور دارد. دیدگاه دکتر ایازی با تأکید بر مفاهیمی چون صبر، تقوای جمعی، مشورت و عدالت و نیز تولید مستمر ارزشها، میتواند چارچوب نظری دقیقی برای تحلیل الگوهای مقاومت در جوامع اسلامی معاصر ارائه دهد.
الزامات وحدت امت اسلامی در بازتعریف مقاومت از کنش مقطعی تا پروژه تمدنی
هماندیشی علمی «جنگ رمضان؛ سنتهای مقاومت از منظر قرآن کریم» سهشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ به همت پژوهشکده فرهنگ و معارف قرآن پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، در تالار فیض کاشانی قم برگزار شد. در این نشست، جمعی از پژوهشگران و اساتید حوزه علمیه به ارائه دیدگاههای خود پرداختند. حجت الاسلام و المسلمین دکتر سیدحامد علیزاده موسوی، عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، یکی از سخنرانان این نشست بود که به تبیین نگاه تمدنی، قرآنمحور و راهبردی به مقاومت پرداخت.
نگاه تمدنی به مقاومت
علیزاده موسوی در ابتدا با نقد نگاه تقلیلگرایانه به مقاومت تأکید کرد: مقاومت در فرهنگ اسلامی هرگز به “حضور در میدان نبرد” خلاصه نمیشود. این نگاه هم از عمق راهبردی مقاومت میکاهد و هم آن را به یک واکنش آنی و مقطعی تبدیل میکند؛ در حالی که مقاومت اصیل، یک نگاه تمدنی، یک کنش اجتماعی فراگیر و یک التزام ایمانی پایدار است.
دو سنت الهی مقاومت در قرآن
وی با اشاره به سنتهای الهی در قرآن کریم گفت: قرآن از دو سنت اصلی در باب مقاومت یاد میکند: نخست سنت همگرایی و همبستگی امت اسلامی و دوم سنت نصرت الهی بر مجاهدان صبور (إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ). این دو سنت در هم تنیدهاند؛ تا همگرایی نباشد، اقتدار جمعی شکل نمیگیرد و بدون اقتدار، مقاومت در برابر دشمن مشترک ممکن نخواهد بود.
امتسازی؛ بنیاد مقاومت تمدنی
این پژوهشگر قرآن با استناد به آیه ۹۲ سوره انبیاء («إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُکُمْ أُمَّهً وَاحِدَهً وَأَنَا رَبُّکُمْ فَاعْبُدُونِ») خاطرنشان کرد: وحدت امت، یک قرارداد اجتماعیِ قابل تغییر نیست، بلکه حاصل ایمان به توحید و عبودیت خالص است. بنابراین هرگونه تفرقه، در حقیقت نقض توحید عملی محسوب میشود.
برادری قرآنی؛ هویت واحد، نه یک احساس عاطفی
علیزاده موسوی، برادری در نظام قرآنی را به معنای داشتن هویت واحد دانست و افزود: وحدت در نظام قرآنی هویتی است که در آن اختلافات قومی، زبانی و ملی ذیل “لا إله إلا الله” هضم میشود. وحدت، ریشه در توحید دارد و شرط اقتدار است. بدون وحدت، هیچ قدرت بازدارندهای در برابر دشمن شکل نمیگیرد.
الزامات چهارگانه تحقق همگرایی امت اسلامی
وی در ادامه چهار الزام اساسی برای تحقق همگرایی امت اسلامی از منظر قرآن را برشمرد:
۱. بازگشت به مرجعیت علمی قرآن
مرجعیت به معنای حاکمیت قرآن بر همه اختلافات فقهی، کلامی و سیاسی است. تا قرآن “حَکَم” و “فَیصَل” نباشد، گروهها به سمت سلیقهها و منافع قومی کشیده میشوند.
۲. تقویت فرهنگ اخوت (سرمایه اجتماعی)
اخوت فقط یک شعور عاطفی نیست، بلکه یک شعائر عبادی و اجتماعی است که باید در آموزش، رسانه، مساجد و ارتباطات میانفرهنگی جهان اسلام نهادینه شود.
۳. اولویت دادن به دشمن اصلی (دشمنشناسی راهبردی)
قرآن میفرماید: “إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ…” (مائده، ۵۵). دشمن اصلی کسانی هستند که با اصل توحید و اقامه قسط در ستیزند. اختلافات فرعی و حذف متقابل همواره به سود دشمن اصلی تمام شده است.
۴. عدالت محوری به عنوان میزبان همگرایی
عدالت، زبان مشترک همه مسلمانان است. مظلومیت فلسطین، میانمار، کشمیر و… میتواند نقطه اشتراک عملی همه مذاهب باشد. عدالت محوری مانع از آن میشود که وحدت به “وحدتِ انفعالی” تبدیل گردد.
علیزاده موسوی در پایان با تأکید بر ضرورت راهبردی وحدت تصریح کرد: همگرایی و همبستگی امت اسلامی نه یک توصیه اخلاقیِ نرم، بلکه یک محور اصلی، یک فرضیه شرعی و یک ضرورت وجودی برای بقای اسلام در برابر پروژههای تجزیه و تضعیف است.
وی سه گام اساسی برای زنده کردن مقاومت تمدنی را چنین برشمرد: - حرکت از دفاع مقطعی به تمدنسازی پایدار
- گذر از توصیه به وحدت، به برنامه عملی همگرایی
- حاکمیت مرجعیت قرآن بر همه مناسبات امت اسلامی
زوال آمریکا در آیینه قرآن و سنتهای الهی
هماندیشی علمی «جنگ رمضان؛ سنتهای مقاومت از منظر قرآن کریم» سهشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ به همت پژوهشکده فرهنگ و معارف قرآن پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، در تالار فیض کاشانی قم برگزار شد. در این نشست، جمعی از پژوهشگران و اساتید حوزه علمیه به ارائه دیدگاههای خود پرداختند. دکتر سید سجاد آلسید غفور، عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، یکی از سخنرانان این نشست بود که به بحث زوال آمریکا در آیینه قرآن و سنتهای الهی پرداخت.
دکتر سید سجاد آلسید غفور در ابتدای سخنان خود با نقد نظریههای کلاسیک زوال امپراتوری مانند نظریه پل کندی با تأکید بر توسعهی بیش از حد نظامی و فرسایش اقتصادی، و نظریه آرنولد توینبی با محوریت انحطاط اخلاقی اظهار داشت:آنچه گفتمان شهید آیت الله خامنه ای را از این تحلیلها متمایز میسازد، پیوند عمیق آن با سنتهای مکرر قرآن کریم و نیز معرفی عاملیت ملت ایران به عنوان متغیری برونزا اما شتابدهنده در روند زوال است.
وی سه چارچوب نظری مکمل را در این پژوهش به کار گرفت: - نظریه زوال قدرتهای بزرگ (پل کندی) به عنوان بستری برای فهم تضاد قدرت نظامی و فرسایش اقتصادی.
- نظریه زوال تمدنی-اخلاقی برگرفته از قرآن و گفتمان رهبری مبتنی بر آیاتی همچون سنت استدراج (اعراف/۱۸۲)، «سنت إملاء و إمهال» (آلعمران/۱۷۸)، سنت استبدال (محمد/۳۸) و آیه ﴿إِنَّ اللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ﴾ (رعد/۱۱).
- نظریه عاملیت مقاومت (نوآوری پژوهش) که بر اساس آیه ﴿وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّهٍ﴾ (انفال/۶۰) و آیه ﴿إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُمْ﴾ (محمد/۷)، اراده جمعی و مقاومت فعال ملت ایران را موتور محرکه تسریع زوال معرفی میکند.
سه مضمون اصلی زوال از نگاه رهبری شهید؛ مستند به آیات و بیانات ۲۹ بهمن ۱۴۰۴
دکتر آلسید غفور با استخراج ۳۴ کد اولیه از متن بیانات رهبر شهید انقلاب در دیدار مردم آذربایجان شرقی (۲۹ بهمن ۱۴۰۴) و پالایش آن به ۱۸ کد نهایی، سه مضمون محوری را به تفصیل تبیین کرد:
۱. بیمنطقی راهبردی (زوال معرفتشناختی)
وی با استناد به سخن رهبری که فرمودند: «تعیین نتیجهی مذاکره از قبل، یک کار غلط و ابلهانهای است» و همچنین «آمریکاییها بیخود در این قضیّه دخالت میکنند که شما موشک فلانجور داشته باشید… به شما چه؟» ، این رفتار را مصداق «سنت استدراج» دانست:
«قرآن میفرماید: ﴿سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَیْثُ لا یَعْلَمُونَ﴾؛ مستکبران با تصور غلط از قدرت خود، دست به اقدامات غیرمنطقی میزنند و سرانجام نابود میشوند.»
وی همچنین به تضاد آشکار میان «قویترین ارتش دنیا» و شکستهای میدانی اشاره کرد: «همان گونه که رهبری فرمودند: قویترین ارتش دنیا هم گاهی ممکن است آنچنان سیلی بخورد که نتواند از جا بلند شود.»
۲. فساد اخلاقی-ساختاری (زوال نرمافزار تمدنی)
دکتر آلسید غفور با اشاره به پرونده جزیره بدنام اپستین و تأکید رهبری که «هر چه درباره فساد سران غربی شنیده بودیم یک طرف، قضیه این جزیره یک طرف» و نیز جمله کلیدی «این قضیه نشاندهنده تمدن غرب است» ، این پدیده را نتیجه طبیعی لیبرالدموکراسی غربی و مصداق آیه ﴿ظَهَرَ الْفَسَادُ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا کَسَبَتْ أَیْدِی النَّاسِ﴾ (روم/۴۱) ارزیابی کرد.
۳. بحران مشروعیت داخلی (شکاف رأی-اعتماد)
وی با بیان اینکه «بیش از پنجاه درصد مردم آمریکا رئیسجمهور فعلیشان را قبول ندارند» (به نقل از بیانات رهبری)، این مضمون را برجستهترین مؤلفه زوال با بیش از ۵۰ درصد از کل کدهای نهایی دانست. همچنین شکست کودتای نیابتی در ایران را نشانه ناتوانی در اجرای اهداف از پیش طراحی شده خواند و به آیه ﴿وَ یَمْکُرُونَ وَ یَمْکُرُ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَیْرُ الْمَاکِرِینَ﴾ (انفال/۳۰) استناد کرد.
نوآوری در بیانات امام شهید: نظریه زوال شتابیافته با عاملیت ملت ایران
یکی از مهمترین بخشهای این سخنرانی، معرفی عاملیت مقاومت به عنوان متغیری است که در نظریههای غربی غایب است. دکتر آلسید غفور تصریح کرد: در حالی که کندی و توینبی زوال را یک فرایند درونزا میدانند، رهبر انقلاب با اشاره به راهپیمایی عظیم ۲۲ بهمن، حضور پرشور ۲۲ دی و خنثیسازی کودتای نیابتی، ثابت میکنند که اراده ملت ایران، روند زوال آمریکا را شتاب میبخشد.
وی به تفسیر رهبری از واقعه نیمه شعبان ۱۴۰۴ اشاره کرد: «در روز ۲۲ بهمن امسال کار بزرگی انجام دادید؛ ایران را سربلند کردید، دشمن را مأیوس کردید، انسجام ملی را حفظ کردید.» و این را عینیت آیه ﴿إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُمْ وَیُثَبِّتْ أَقْدَامَکُمْ﴾ دانست.
جنگ رمضان؛ پارادایم جاویدان رویارویی حق و باطل
وی در پایان، مفهوم جنگ رمضان را فراتر از یک رویداد تاریخی و تقویمی، به عنوان الگویی زنده و تکرارشونده در اندیشه رهبری تبیین کرد:
قرآن کریم ماه رمضان را ماه نزول قرآن (بقره/۱۸۵) و نیز ماه پیروزیهای تاریخی جبهه حق مانند غزوه بدر (یوم الفرقان) معرفی میکند. امروز نیز مقابله با امپراتوری آمریکا، تجلی عینی همان سنت الهی ﴿کَمْ مِنْ فِئَهٍ قَلِیلَهٍ غَلَبَتْ فِئَهً کَثِیرَهً بِإِذْنِ اللَّهِ﴾ است. رمضان هر سال، فرصت بازتولید یومالفرقان و بشارت نصرت الهی و زوال حتمی مستکبران است.
تسلیم آگاهانه در برابر ولی، عالیترین مرتبه مقاومت
هماندیشی علمی «جنگ رمضان؛ سنتهای مقاومت از منظر قرآن کریم» سهشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ به همت پژوهشکده فرهنگ و معارف قرآن پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، در تالار فیض کاشانی قم برگزار شد. در این نشست، جمعی از پژوهشگران و اساتید حوزه علمیه به ارائه دیدگاههای خود پرداختند. حجت الاسلام و المسلمین سید علی اکبر حسینی رامندی، عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، یکی از سخنرانان این نشست بود که به ارائهای تحلیلی و ساختارمند درباره سطوح مقاومت پرداخت.
حجتالاسلام والمسلمین حسینی رامندی عضو هیئت علمی پژوهشکده فرهنگ و معارف قرآن، ضمن بازتعریف مفهوم مقاومت از منظر قرآن، آن را دارای سه سطح «ازل (جنگ محض)، متوسط (صلح راهبردی)و عالی (تسلیم مشتاقانه در برابر ولایت) دانست و تأکید کرد که وحدت در قرآن، یک فضیلت اخلاقی صرف نیست، بلکه راهبردی بنیادین برای بقا و پیشروی امت اسلامی است.
بازتعریف مفهومی مقاومت
حسینی رامندی با نقد برداشت های رایج که اغلب مقاومت را صرفاً معادل جنگیدن و تقابل نظامی میدانند، گفت: محدود کردن مقاومت به جنگ، تحریف معنای قرآنی آن است. قرآن مراتبی از مقاومت را ارائه میدهد که بالاترین سطح آن، فراتر از میدان نبرد، در ساحت تسلیم آگاهانه و بیحَرَج در برابر ولی جامعه شکل میگیرد.
وی این مراتب را در سه سطح تبیین کرد:
- مقاومت نازل (سطح پایین): برداشتی که مقاومت را فقط واکنش سخت، موشکباران و درگیری مستقیم میداند.
به گفته حجتالاسلام والمسلمین حسینی رامندی، این نگاه سطحیترین و محدودترین فهم از مقاومت است. - مقاومت متوسط (راهبردی): شامل پذیرش آتشبس، صلح، خویشتنداری و گفتوگو در شرایط خاص.
این استاد دانشگاه با اشاره به صلح حدیبیه به عنوان برجستهترین نمونه قرآنی-تاریخی این سطح، یادآور شد: اقدامی که برای برخی صحابه سنگین و ذلتبار جلوه میکرد، اما قرآن آن را فتح مبین نامید. همچنین رفتار امام علی(ع) در صفین و تعامل با خوارج از دیگر مصادیق این مرتبه از مقاومت است. - مقاومت عالی (ولایتی): مرتبهای که در آن فرد نه صرفاً تحمل میکند، بلکه با رضایت و بدون هیچ احساس دوگانگی یا حرج درونی، خود را به داوری پیامبر یا ولیّ جامعه تسلیم میکند.
حجتالاسلام والمسلمین حسینی رامندی برای تبیین مقاومت عالی به آیه شریفه «فلا وَ رَبِّکَ لا یُؤْمِنُونَ حَتَّی یُحَکِّمُوکَ… ثُمَّ لا یَجِدُوا فِی أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَیْتَ وَ یُسَلِّمُوا تَسْلِیماً» (نساء/۶۵) استناد و تصریح کرد: ایمان کامل، بدون ولایتپذیری و تسلیم مشتاقانه در برابر حکم ولی امکانپذیر نیست. این همان مقاومت عالیای است که میتواند یک جامعه را در بحرانهای سخت حفظ کند.
وحدت؛ راهبرد تمدنی نه فضیلت اخلاقی
این پژوهشگر قرآن در بخش دیگری از سخنان خود تأکید کرد: آنچه در قرآن با عنوان اعتصام به حبل الله، اخوت ایمانی و امت وسطا معرفی میشود، صرفاً توصیههای اخلاقی نیست، بلکه زیرساخت هویتی و راهبرد بقا برای امت اسلامی به شمار میرود.
وی با استناد به آیاتی نظیر: «وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا» (آلعمران/۱۰۳) «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَهٌ» (حجرات/۱۰) «وَ کُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ» (آلعمران/۱۰۳) گفت: نبود حبلالله (قرآن، توحید یا حقیقت الهی) جز تفرقه و دشمنی نتیجهای ندارد. وحدت در نگاه قرآنی، نه انسجام تاکتیکی، بلکه حقیقتی است که میتواند تمدن بسازد.
نقد وضع موجود و ضرورت تفسیر تمدنی
حجتالاسلام والمسلمین حسینی رامندی با اشاره به فاصله جامعه مسلمین از فهم عمیق آیات وحدت و ولایت، خاطرنشان کرد: متأسفانه گاه فقط به تلاوت و قرائت قرآن بسنده میشود، در حالی که حتی مقام معظم رهبری (مدظلهالعالی) در سالهای اخیر بر لزوم حرکت به سمت تفسیر و فهم عمیق قرآن تأکید داشتهاند.
وی در پایان نتیجهگیری کرد:
- مقاومت فقط جنگیدن نیست؛ مراتب دارد.
- بالاترین مرتبه مقاومت، تسلیم آگاهانه و بیقید نسبت به داوری ولی است.
- وحدت در قرآن راهبردی اساسی برای مقاومت و بقای امت اسلامی محسوب میشود.