کرسی تخصصی نقد نظریه وحدت موضوعی سورههای قرآن (با تمرکز بر تمایز وحدت موضوعی و وحدت غرض) در تاریخ2 مهر ۱۴۰۵ با ارائه حجتالاسلام والمسلمین دکتر حسینی رامندی و نقد ناقدان آقایان: حجتالاسلام والمسلمین طیب حسینی، حجتالاسلام والمسلمین حامد معرفت، دکتر جعفر نکونام و با حضور هیئت داوران اقایان: حجج اسلام و اساتید محترم بهجتپور، موحدیمحب، فاکر میبدی، سید منظر حکیم در پژوهشکده فرهنگ و معارف قرآن پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی برگزار شد.
مدیریت این کرسی را دکتر رجبعلی اسفندیار و نظارت آن را سرکار خانم دکتر سعیدی، نماینده دبیرخانه هیئت حمایت از کرسیهای نظریهپردازی به صورت مجازی به عهده داشتند.
در دهههای اخیر، رویکرد ساختارگرایانه و کلنگر به سورههای قرآن کریم رشد چشمگیری در مطالعات تفسیری و علوم قرآن یافته است. بر اساس این رویکرد، هر سوره از سورههای قرآن هویتی واحد، منسجم و غرضمدار دارد که آیات آن پیرامون یک محور و هدف یگانه سامان یافتهاند. با این حال، به باور برخی پژوهشگران معاصر، شتابزدگی در تعمیم این انگاره و فقدان چهارچوبهای روششناختی مشخص، مطالعات قرآنی را با چالشهای نظری و تفسیری مهمی روبهرو ساخته است.
این نشست بهعنوان دومین پیشاجلاس کرسی تخصصی برگزار شد تا دیدگاههای نقادانه حجتالاسلام حسینی رامندی را نسبت به مدعیات طرفداران نظریه «وحدت غرض / وحدت موضوعی سورهها» به بوته نقد و بررسی بگذارد. جلسه با استناد به مصوبات نشست پیشین مبنی بر ضرورت تفکیک مفهومی میان «وحدت موضوع» و «وحدت غرض» آغاز شد و طرفین به ارزیابی ادله، مبانی، چالشها و شواهد عینی پرداختند. یکی از گرهگاههای اصلی بحث در این نشست، تدقیق ترمینولوژی و رفع خلط اصطلاحی میان «وحدت موضوع» و «وحدت غرض» بود.
موضع ارائهدهنده
دکتر حسینی رامندی با اشاره به نگاشتههای پیشین خود تأکید کرد که هرچند در ادبیات رایج و عناوین پژوهشی از عبارت «وحدت موضوعی» استفاده شده، اما کانون اصلی نقد او «نظریه وحدت غرض» در سورههاست. از دیدگاه او وحدت موضوع، دلالت بر این دارد که تمامی آیات سوره تنها درباره یک گزاره یا عنوان موضوعی مشخص (مانند روزه، جهاد یا توحید) سخن میگویند؛ فرضیهای که در سورههای طویل و حتی متوسط به بداهت باطل است، چرا که در یک سوره موضوعات فقهی، کلامی، تاریخی و اخلاقی متنوعی درج شده است.
وحدت غرض به معنای آن است که متکلم حکیم از ترکیب و چینش موضوعات گوناگون در یک سوره، یک «هدف نهایی و کانون هدایتی یگانه» را دنبال میکند؛ به طوری که تمام فرازها معطوف به آن غرضِ محوری معنا پیدا میکنند.
ارائهدهنده توضیح داد که کاربرد مکرر «وحدت موضوع» از سوی وی، مماشات با اصطلاح رایج در کتب معاصر بوده و کانون اصلی چالش او، اثباتپذیری غرض واحد در تمام سورههاست. حجت الاسلام والمسلمین حسینی رامندی مواضع انتقادی خود را در پنج محور بنیادین زیر صورتبندی کرده است:
۱. تنزیل جایگاه از «نظریه علمی» به «فرضیه اثباتنشده»
یکی از مواضع کلیدی ارائهدهنده در طرحنامه، نقد اصطلاحشناختیِ اطلاق عنوان «نظریه» بر وحدت موضوعی/غرض است. وی با استناد به منطق پژوهش و دیدگاه شهید سید محمدباقر صدر تصریح میکند:
• گزارههای علمی تا زمانی که از بوته آزمون، شواهد نقلی و براهین عقلی سربلند بیرون نیامده باشند، «فرضیه» هستند نه نظریه اثباتشده.
• تلقی این دیدگاه بهعنوان یک «اصل مسلم تفسیری» ناشی از فضای غالب و گفتمانسازی دهههای اخیر است، در حالی که بسیاری از پرسشها و چالشهای اساسی فراروی آن بیپاسخ مانده است. بنابراین، ارائهدهنده در سراسر طرحنامه تعمداً بهجای واژه نظریه، از عبارت «فرضیه وحدت موضوعی/غرض» استفاده میکند.
۲. نقد همانندپنداری ساختار سورهها با «فصول کتب بشری» (مبنای روششناختی)
ارائهدهنده در تبیین خاستگاه ذهنی طرفداران فرضیه نشان میدهد که این دیدگاه ناشی از یک نوع «قیاس ناخودآگاه متن قرآن با تألیفات بشری» است. قائلان به وحدت غرض میپندارند همانگونه که در کتابهای علمی و انسانی، هر فصل باید عنوان، مقدمه و موضوعی واحد داشته باشد، سورههای قرآن نیز لاجرم باید واجد چنین ساختار ارسطویی و خطی باشند. ارائهدهنده تأکید میکند که چنین فرضیهای با ماهیت وحی و اسلوب ویژه بیانی قرآن که مبتنی بر تذکر، هدایت، انذار، تبشیر و تنوع مضمونی همزمان است، ناسازگار است و نباید الگوهای تدوین کتب مدرن را بر سیاق کلام الهی تحمیل نمود.
۳. چالشهای ساختاری متن قرآن با مدعای وحدت
دکتر حسینی رامندی در طرحنامه بر پایه واقعیتهای عینی و متنی قرآن، ادلهای در رد تعمیم این فرضیه اقامه میکند:
• تنوع موضوعی درون یک سوره: در غالب سورهها (بهویژه سورههای مفصل و مدنی) احکام فقهی، آموزههای اعتقادی، داستانهای پیامبران، هشدارهای معادشناختی و مسائل اجتماعی بهصورت همجوار ذکر شدهاند؛ ارجاع دادن این منظومه گسترده و متکثر به یک تکگزاره واحد، مستلزم تکلف شدید تفسیری است.
• تکرار یک موضوع در سورههای گوناگون: از سوی دیگر، موضوعاتی واحد (مانند داستان بنیاسرائیل، احکام انفاق، توحید، جهاد) در چندین سوره پراکنده شدهاند. اگر هر سوره هویت خود را از یک موضوع یا غرض اختصاصی میگیرد، چراییِ تکرار مکرر موضوعات در ساختارهای متعدد بیپاسخ میماند.
۴. بنبستهای معرفتشناختی در تفاسیر وحدتگرا (المیزان، تسنیم و…)
ارائهدهنده با بررسی میدانی مهمترین تفاسیر قائل به وحدت سوره، نشان میدهد که این مدعا در میدان عمل با تناقضهای درونی مواجه شده است:
- تعدد اغراض در عین ادعای وحدت: مفسرانی که خود پایهگذار این فرضیه بودهاند، در برخی سورهها ناگزیر شدهاند برای یک سوره دو یا چند غرض معرفی کنند؛ این امر بهمعنای فروپاشی پیشفرض بنیادین «تکمحوری بودن سوره» است.
- اختلاف شدید میان مفسران در کشف غرض: برای یک سوره مشخص، میان مفسران وحدتگرا تفاسیر کاملاً متعارض و نامتجانسی از «غرض اصلی» ارائه شده است. نبود ضابطه عینی و بینالاذهانی نشان میدهد که کشف غرض، متکی بر پیشداوری و ذوق شخصیِ مفسر است نه قواعد استنباط لفظی.
- همانندی غرض در چند سوره و ابطال دلیلِ «نامگذاری سوره»:
علامه طباطبایی استدلال کرده بود که نامگذاری یک مجموعه آیات به «سوره» (برگرفته از سور به معنای بارو و دیوار جداکننده شهر) دلالت بر این دارد که هر سوره مرز و هویتی مستقل دارد و این تمایز تنها با «غرض اختصاصی» تبیین میشود.
ارائهدهنده با نقد دقیق این مبنا اشاره میکند که در کاربست تفسیری خود این بزرگان، در مواردی برای چند سوره متفاوت، اغراض مشابه یا یکسانی ذکر شده است. اگر غرض چند سوره یکی باشد، مبنای علامه مبنی بر فلسفه دیوارکشی و تمایز سورهها بر پایه اغراض نقض میشود.
۵. خطر «تفسیر به رأی روششناختی» و انسداد فهم
از دیدگاه ارائهدهنده، تبعات پذیرش نااندیشیده این فرضیه برای تفسیر قرآن بسیار سنگین است:
• اگر ورود به ساحت تفسیر و فهم مدلول آیات، متوقف بر «کشف غرض اصلی سوره» دانسته شود، مفسر ناچار است پیش از بررسی عمیق دلالتهای مستقل آیات، تصویری فرضی از غرض کلی سوره بسازد.
• این اقدام عملاً موجب تأویلهای تکلفآمیز، قربانی شدن معانی صریح آیات به پای غرض مفروض و در نهایت ورود ناخواسته به ورطه تفسیر به رأی خواهد شد.
خلاصه موضع نهایی ارائهدهنده:
موضع ارائهدهنده انکار توانایی و حکمت متکلم الهی در ایجاد انسجام نیست، بلکه اثبات این حقیقت است که:
۱) «ارتباط و تناسب آیات» مساوی با «اثبات یک غرض واحد برای همه آیات سوره» نیست؛
۲) فرضیه وحدت غرض تاکنون پشتوانه معتبر متدولوژیک و برهان قطعی نقلی/عقلی نیافته است؛
۳) تعمیم آن به تمامی ۱۱۴ سوره، یک پیشفرض ذهنی غیرقابل اثبات است که فهم متکثر و غنی معارف قرآن را محدود میسازد.
نقدها، ملاحظات و داوری ناقدان
ناقدان محترم با تجلیل از روحیه نقادانه ارائهدهنده و شکستن فضای تقلیدی پیرامون نظریه، ایراداتی ساختاری به طرح وارد کرد:
۱.تداخل تناسب آیات با وحدت غرض: دامنه پژوهش باید کاملاً تحدید شود؛ خلط مباحث مربوط به علم «تناسب و سیاق آیات» با نظریه «وحدت غرض سوره» باعث گستردگی مخل و ابهام در ادعاها شده است.
۲.تفکیکنایافتگی مبانی و ادله: در متن طرح، مسائلی چون توقیفی بودن چینش آیات گاه بهعنوان دلیل نظریه مطرح شده و گاه بهعنوان مبنا؛ ارائهدهنده باید نشان دهد کدام گزارهها پیشفرض کلامیاند و کدام گزارهها حجت اثباتی برهان.
۳.پیشنهاد اصلاحی: ناقد پیشنهاد داد این متن با هدایت اساتید ویرایش شود تا بهجای صورتبندی یازده چالش پراکنده، در قالب نقد مستدل به ادله اثباتی قائلان وحدت غرض سامان یابد.
۴.مغالطه عدم الوجدان و عدم الوجود: ناقد تأکید کرد ناتوانی مفسران معاصر در کشف غرض واحد برای سورهای خاص (مانند سوره بقره یا نساء) یا اختلاف آنان در مصداق غرض، دلیل عقلی و نقلی بر عدم وجود غرض واحد نزد متکلم حکیم نیست. پیچیدگی کشف، مانع از ثبوت حقیقت نمیشود.
۵.پاسخ به مسئله نزول تدریجی: نزول تدریجی منافاتی با وحدت غرض ندارد؛ زیرا در علم الهی، غرض سوره از پیش معین بوده و آیات در مقاطع مختلف بهگونهای انزال یافتهاند که در نهایت پازل غرض واحد را در هندسه سوره تکمیل کنند.
۶.استناد به آیه نفی اختلاف: ناقد با تلاوت آیه شریفه «أَفَلَا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ کَانَ مِنْ عِنْدِ غَیْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِیهِ اخْتِلَافًا کَثِیرًا» (نساء/۸۲)، استدلال کرد که تدبر در قرآن ملازم با کشف هماهنگی بنیادین و نفی تهافت و پراکندگی است و نظریه وحدت غرض، مصداقی از کشف این پیوند اعجازآمیز است.
۷.تحلیل سوره بقره: در پاسخ به چالش تنوع احکام در سورههای مدنی، اشاره شد که به باور برخی مفسران، سوره بقره دقیقاً در پی تأسیس شالودهها و زیرساختهای امت نوپای اسلامی در مدینه است؛ بنابراین احکام قبله، روزه، قصاص، انفاق و روابط با اهل کتاب همگی در خدمت غرض کلانِ «ترسیم هویت جامعه ایمانی» قرار دارند.
۸.تفاوت سور مکی و مدنی: سورههای کوتاهتر مکی بهدلیل ایجاز، محور روشنتری دارند؛ اما سورههای مطول مدنی مستلزم مطالعات ساختاری عمیقترند و نباید کثرت ظاهری، مانع درک وحدت باطنی شود.
جمعبندی، ارزیابی علمی و افقهای پیشرو
این پیشاجلاسیه نشان داد که نزاع بر سر «وحدت غرض سورهها» از سطح ادعاهای ژورنالیستی و شعاری عبور کرده و وارد عمق مباحث معرفتشناختی و تفسیری شده است: - دستاورد اصلی نشست: اجماع هر دو دیدگاه (ارائهدهنده و ناقدان) بر عدم کفایت عنوان «وحدت موضوعی» و ضرورت انتقال تمرکز علمی به سمت «نظریه وحدت غرض و هندسه سوره».
- ضرورت تنقیح ادله از مبانی: طرح ارائهدهنده با وجود پرسشهای بجا، هنوز نیازمند سازماندهی منطقیتر برای عبور از یک سلسله «شبهات پراکنده» به سمت یک «نظریه رقیب مستدل» است.
- پیشنهاد به شورای داوران: هیئت ناقدان و داوران توصیه کردند که به پژوهشگر فرصت داده شود تا با بازنویسی ساختار طرح، اعمال تفکیک دقیق میان احکام سورههای مکی و مدنی و ارائه مطالعه موردیِ ضابطهمند بر روی سورههای مشخص، طرح خود را برای اجلاسیه نهایی آماده سازد.