در ابتدای این نشست علمی، دبیر جلسه با قرائت آیاتی از کلامالله مجید، بر اهمیت بازخوانی میراث تفسیری مقام معظم رهبری شهید آیهالله العظمی خامنهای(قدس الله نفسه الزکیه) تأکید کرد و هدف از برگزاری این جلسه را بررسی ظرفیتهای نوآورانه تفسیر سوره بقره در ابعاد مفهومی، تربیتی، اجتماعی و مدیریتی دانست. همچنین از ارائهدهنده محترم و حاضران گرامی که در شکلگیری این محفل علمی مشارکت داشتند، قدردانی شد.
حجتالاسلام والمسلمین محمد فکوری در ارائه خود، با تکیه بر متن تفسیر سوره بقره، به تبیین این نکته پرداخت که نوآوریهای تفسیری در این سوره صرفاً در سطح بیان معنای لغوی یا توضیح احکام متوقف نمیماند، بلکه قرآن در این رویکرد به مثابه منظومهای برای هدایت انسان، تربیت نفس و ساماندهی حیات فردی و اجتماعی خوانده میشود. ایشان تأکید کرد که مفاهیمی همچون «ایمان به غیب» و «انفاق» در این تفسیر از معنای رایج فراتر رفته و به مؤلفههایی برای بازسازی بینش، رفتار و ساختار جامعه تبدیل میشوند.
در بخش نوآوری مفهومی، ارائهدهنده توضیح داد که «ایمان به غیب» در این تفسیر، مرز اصلی میان نگاه الهی و نگاه مادی به شمار میآید و صرفاً یک باور ذهنی نیست، بلکه نخستین شرط تقوا و بنیان یک منظومه معرفتی صحیح است. همچنین «انفاق» تنها به معنای صرف مال تفسیر نمیشود، بلکه به عنوان یک مفهوم تربیتساز و انسانساز مطرح است؛ مفهومی که علاوه بر مال، میتواند شامل علم، آبرو و وجاهت اجتماعی نیز باشد. بر این اساس، ارزش عمل نه فقط در نتیجه بیرونی آن، بلکه در معنا و جهتمندی درونی آن سنجیده میشود.
حجتالاسلام والمسلمین فکوری در ادامه، به نوآوری تربیتی این تفسیر اشاره کرد و گفت: در این نگاه، قرآن به عنوان متن تربیت انسان فهم میشود، نه صرفاً مجموعهای از گزارههای اعتقادی و احکام عملی. بر این اساس، ایمان به غیب نوعی تمرین خودکنترلی و استمرار عمل در غیاب نظارت بیرونی است و انفاق نیز تمرینی برای دلکندن از تعلقات، تقویت گذشت و مهار وابستگیهای نفسانی محسوب میشود. ایشان «شح نفس» را از مهمترین موانع رشد تربیتی انسان دانست و تصریح کرد که تربیت دینی تنها به انجام عمل صالح محدود نمیشود، بلکه ناظر به ساختن توان درونی برای تداوم خیر است.
از مهمترین محورهای این ارائه، تبیین نظریه «سه منطقه وجودی انسان» بود. ارائهدهنده توضیح داد که در این تفسیر، ایمان به غیب صرفاً یک باور انتزاعی نیست، بلکه برنامهای عملیاتی برای مدیریت سه ساحت عقل، روح و عمل است. در این تقسیمبندی، «منطقه عقل» با وحی و دادههای الهی تغذیه میشود تا از گمراهی مصون بماند؛ «منطقه روح» عرصه آسیبشناسی و درمان رذایل درونی همچون حرص، جبن، کینه، سهلانگاری و ریا است؛ و «منطقه عمل» نیز حوزه ظهور و بروز خروجیهای دو ساحت پیشین به شمار میآید. بر این اساس، رفتار انسان محصول مستقیم وضعیت عقل و روح اوست و این سه ساحت، پیوندی انداموار و درهمتنیده با یکدیگر دارند.
ایشان در ادامه، به تفاوت این نظریه با برخی تقسیمبندیهای رایج در حوزه تربیت اشاره کرد و توضیح داد که در این نگاه، منطقه دوم تنها محل تمایلات و گرایشها نیست، بلکه میدان درمان آلودگیهای درونی و اصلاح ریشههای اخلاقی انسان است. همچنین تأکید شد که دین در این منظومه، نه صرفاً یک محتوای آموزشی، بلکه ماده اولیه هدایت برای بازسازی عقل، روح و عمل است؛ بدین معنا که وحی قلمرو دخالت دین در ساحتهای مختلف وجود انسان را تبیین میکند.
در بخش دیگری از این نشست، مسئله نیت، مسئولیت اخلاقی و نسبت میان هدایت الهی و انتخاب انسان مورد توجه قرار گرفت. ارائهدهنده با استناد به متن تفسیر، میان علیت طبیعی و علیت اخلاقی تفکیک قائل شد و بیان کرد که در نظام اخلاقی، جهلِ غیرمقصر و نبودِ نیت سوء در ارزیابی رفتار انسان مؤثر است. همچنین تأکید شد که این تفسیر، مسئولیت را به انتخابهای انسان بازمیگرداند و از جبرگرایی پرهیز میکند؛ بدین معنا که آثار سوء، نتیجه قهری انتخابهای نادرست خود انسان است، نه امری تحمیلی از بیرون.
از دیگر محورهای قابل توجه این ارائه، بحث «تقوا» بود. حجتالاسلام والمسلمین فکوری با اشاره به این نکته که تقوا تنها در سکون و کنارهگیری معنا نمییابد، توضیح داد که تقوای حقیقی، تقوای در حرکت است؛ یعنی انسان باید در میدان عمل حضور داشته باشد، اما خود را از خطا و لغزش حفظ کند. ایشان تصریح کرد که ترک کامل فعالیت برای پرهیز از اشتباه، با منطق تربیتی این تفسیر سازگار نیست، بلکه انسان باید در متن عمل، مراقبت و خودسازی را محقق سازد. همچنین با استناد به مضمون حدیث نبوی «إن الله یبغض الشاب الفارغ»، بر اهمیت هدفگذاری، پرهیز از بیکاری و جهتدهی صحیح به توان جوانان تأکید شد.
در ادامه، نوآوری اجتماعی این تفسیر مورد توجه قرار گرفت. ارائهدهنده بیان کرد که قرآن در این رویکرد، به حوزه فردی محدود نمیشود، بلکه برای ایمان، نماز و انفاق کارکرد اجتماعی قائل است. در این چارچوب، نماز تنها یک عمل عبادی فردی نیست، بلکه در شکلدهی به فضای ایمانی و ایجاد محیط صالح نقش دارد؛ انفاق نیز افزون بر بعد فردی، در ساماندهی روابط انسانی و تقویت همبستگی اجتماعی مؤثر است. از این منظر، دین صرفاً وسیله اصلاح فرد نیست، بلکه پروژهای برای اصلاح جامعه و ساختن محیطی مبتنی بر ایمان و عمل صالح است.
در بخش پایانی، نوآوری رهبری و مدیریتی این تفسیر تبیین شد. ارائهدهنده خاطرنشان کرد که از مفهوم ایمان به غیب میتوان الگویی برای رهبری درونیمحور و غیرنمایشی استخراج کرد و از مفهوم انفاق، نقدی بر اسراف، رفاهزدگی و شهوتمحوری در قدرت به دست آورد. ایشان «شح نفس» را بیماری اصلی در مدیریت و قدرت دانست و تأکید کرد که مدیریت قرآنی، پیش از مدیریت جامعه، مدیریت نفس است. همچنین با اشاره به برخی ویژگیهای منافقان، از جمله روحیه ترس، ضعف روحی و دورویی، بر ضرورت تعمق در آیات مربوط به آنان برای شناخت آسیبهای اجتماعی و مدیریتی تأکید شد.
در پایان جلسه، دبیر علمی ضمن جمعبندی مباحث مطرحشده، از ارائهدهنده محترم و حاضران گرامی تقدیر کرد و بر ضرورت تداوم اینگونه نشستهای علمی برای بهرهگیری عمیقتر از ظرفیتهای تفسیری سورههای قرآن کریم تأکید نمود.